روز شمار حصر:
در سالروز 28 مرداد

کودتاهای ایران؛ روش های متفاوت، اهداف واحد

در سالروز 28 مرداد
در سالروز 28 مرداد

هنوز هم 28 مرداد که می رسد بوی اختناق در فضا می پیچد. بوی کودتا ، بوی باروت، صدای همهمه اوباش و زنان بدکاره ای که " شعار مرگ بر مصدق" و " جاوید شاه" سردادند تا دولت قانونی سرنگون شود و دولتی سرکار آید که بله قربان گو باشد. متکی به چماق و اسلحه باشد و آزادیخواهان را دربند کند. 57 سال پیش این تقدیر "محمد مصدق" بود که با کودتا از نخست وزیری کنار رود. دوره او دوره کودتاها بود.
در آمریکای لاتین ، در آفریقا و در برخی کشورهای خاورمیانه دولت ها یکی پس از دیگری به زور سرنیزه از قدرت کنارگذاشته شدند و جایشان را به حاکمانی مستبد و سرکوبگر دادند. دوره کودتاها با فراگیر شدن گفتمان دموکراسی خواهی در فضای بین المللی آرام آرام به حاشیه رفت اما به کلی محو نشد. چنان که هنوز در نقاطی از جهان که جامعه مدنی قدرت کافی پیدا نکرده یا فعالان سیاسی در آنها کم شمار هستند خطر بروز اقدام های کودتایی کم نیست هر چند که شیوه های پیاده کردن کودتاها تا حدی با گذشته فرق کرده است. تعریف های کلاسیکی نظیر این که "کودتا شگردی سیاسی و کوششی از سوی یک ائتلاف سیاسی غیرقانونی برای براندازی رهبران حکومت موجود از طریق خشونت یا تهدید به انجام آن است" دیگر گویای همه اشکال کودتاها نیست. کودتای انتخاباتی یکی از شیوه های نوینی است که هواداران قدرت مطلقه آن را جایگزین روشهای کلاسیک کرده اند. در این شیوه، قدرت مستقر علیه مردم خود کودتا می کند تا مانع از به کرسی نشستن خواست آنان شود. شیوه های جدید ذات سرکوبگرانه و خصلت استبدادی روشهای کلاسیک کودتا را حفظ کرده اند و تنها در ظاهر با گذشته متفاوتند. با این حال کودتاها بنابر سرشت خود همیشه شکننده و در معرض اضمحلال هستند. تجربه دولت های کودتایی تاریخ معاصر هم گویای همین وضعیت است. آنها مصداق این ضرب المثل قدیمی هندی اند که می گوید" به سرنیزه می توان تکیه داد، اما روی سرنیزه نمی توان نشست."

عاقبت به توپ بستن مجلس

سالها پیش از آن که کودتای 28 مرداد 1332 بر حیات دولت ملی گرای دکتر محمد مصدق مهر پایان بزند کودتا در ایران مورد امتحان قرار گرفته بود. نخستین کودتا را محمدعلی شاه ترتیب داد. او در هراس از کف دادن قدرت مطلقه در دوم تیر ماه 1278 با حمایت روس ها کودتای تمام عیاری را اجرا کرد و مجلس منتخب مردم را به توپ بست و حق رای را از مردم ایران سلب کرد. کشتار وسیع مردم و اهل اندیشه و فعالان سیاسی پس از به توپ بستن مجلس به همراه حضور سنگین و تقریباً دائمی نیروهای نظامی و قداره کش حکومت در خیابانها، گرد نا امیدی شدیدی را بر سر آزادیخواهان ایرانی پراکند، چنان که که "طهران" را پس از کودتای محمدعلی شاه، به قبرستانی خاموش توصیف کرده اند. محمدعلی شاه پیروز و سرخوش از سرکوب جنبش مشروطه به تعبیر خود "برقراری حکومت اسلامی و قوانین شریعت" را جشن گرفت و "استبداد صغیر" را پایه گذاشت. دولت کودتایی او اما دولتی مستعجل بود و تنها یک سال پس از قبضه قدرت توسط وی، آزادیخواهان تهران را فتح کردند و در ۲۵ تیرماه سال ۱۲۸۸ محمدعلی شاه را از مقام سلطنت پایین کشیدند.

کار، کار انگلیس ها بود

شکست استبداد صغیر وسوسه اقدام های کودتایی را از میان نبرد. بیست و یک سال بعد نوبت انگلیس ها بود که بخت خود را برای ترتیب دادن کودتا در ایران آزمایش کنند. هراس انگلیس ها از این بود که دولت ضعیف احمد شاه قاجار نتواند در برابر یورش احتمالی بلشویک های روس مقاومت کند. در اسناد آن زمان وزارت امورخارجه انگلیس آمده است که «ایران به مرد نیرومندی نیاز دارد تا مانع از تکه پاره شدن آن در نتیجه ضعف‌های داخلی گردد، ولی تا کنون چنین مردی پیدا نشده‌است.» در اوایل 1920 چنین فردی پیدا شد. رضا خان میرپنج توسط ژنرال آیرونساید انگلیسی مورد تایید قرار گرفت و او در کتاب خاطراتش نوشت که " "رضاخان مسلما بهترین است."

با آن که این ژنرالی انگلیسی خود را معمار كودتای سوم اسفند۱۲۹۹ می‌شناسد اما بدیهی است كودتا بدون مساعدت و حمایت نیروهای داخلی میسر نمی شد. عوامل داخلی کودتا جمعا پنج نفر بودند: سیدضیاءالدین طباطبائی، رضاخان میرپنج، ماژور مسعودخان، سرهنگ احمد امیراحمدی و کاپیتان كاظم خان سیاح. بخش سیاسی این گروه را سید ضیاء اداره می‌کرد و مابقی بدنه نظامی کودتا را تشکیل می‌دادند. نقشه کودتا در سوم اسفند 1299 اجرایی شد. قوای قزاق در این روز وارد تهران شده و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند. كودتا كه با هدف استقرار دیكتاتوری نظامی شكل گرفته بود در یكی دو روز اول رجال كشور را دستگیر كرد و به فعالیت همه جراید، بدون استثنا خاتمه داد. در آستانه این كودتا، سیدضیاءالدین طباطبایی فهرستی از اسامی دهها تن از رجال كشور را در اختیار رضاخان میرپنج قرار داد تا بلافاصله پس از انجام كودتا دستگیر و زندانی شوند. بدین ترتیب مدت كوتاهی پس از كودتا و از واپسین ساعات شامگاه چهارم اسفند ۱۲۹۹ دستگیری گروهی از اعیان و اشراف، متنفذین، آزادیخواهان و برخی علمای مخالف آغاز شد و در طی حدود شش روز قریب به هفتاد تن از رجال دستگیر و زندانی شدند که در میان آنان چهره هایی چون ملک الشعرای بهار، علی دشتی، فرخی یزدی، احمد قوام و سید حسن مدرس حضور داشتند. پس از پایان دوران سه ماهه کابینه سیدضیاء الدین، میرزا احمدخان قوام‌السلطنه كه خود از محبوسین بود به مقام ریاست‌الوزرایی رسید. او پس از انتصاب به این مقام تمام زندانیان را آزاد كرد: «آزادشدگان با حالت تأثرآوری كه هر بیننده‌ای را محزون می‌نمود به مجلس شورای ملی وارد شده در حالتی كه برخی از آنها موهای سرشان بلند و لباسهایشان مندرس و برخی دیگر پیر و ناتوان و بیچاره و كسل، عصازنان در صحن دوم مجلس مجتمع گشته بودند...»

دوران تراژدی

پایان دوران نخست وزیری محمد مصدق آغاز یک تراژدی بود. او با کودتایی انگلیسی- آمریکایی از قدرت کنار رفت و بعد او دورانی نسبتا طولانی از اختناق سیاسی آغاز شد. انگیزه های اصلی کودتا علیه دولت مصدق در سه چیز خلاصه می شد. انگلیسی ها می خواستند انتقام ملی شدن صنعت نفت توسط دولت مصدق را بگیرند ، آمریکایی ها نگران حاکم شدن کمونیسم در ایران بودند و محمدرضا شاه هم نگران تحدید اقتدارش توسط ملی گراهایی بود که می گفتند شاه باید سلطنت کند نه حکومت. مثلث کودتا بر پایه این انگیزه ها شکل گرفت و هر یک از اضلاع عهده دار نقشی شدند. نقشه کودتا برای بار نخست در روز 25 مرداد به اجرا درآمد اما با هوشیاری دکتر مصدق و طرفدارانش ناکام ماند. سه روز بعد کودتاچیان طرح نهایی را کلید زدند. صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خیابان‌های تهران شاهد حرکت اوباش و زنان بدنام محلات مختلف و نیروهای نظامی با شعار «جاوید شاه» بود. آنها برای حمله به احزاب و نشریات طرف‌دار مصدق یا حزب توده از عوامل کودتا پول دریافت کرده بودند. منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخست‌وزیری داد و در خانه همسایه‌اش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی عصر همان روز از رادیو خوانده شد. سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد ماموران آمریکائی مخفی بود از مخفیگاه به در آمد. مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند. نه مصدق، نه طرفداران مصدق و نه حزب توده که وعده "تبدیل کودتا به ضد کودتاً را در روزهای گذشته می‌داد اقدامی برای مقابله نکردند و کودتا پیروز شد. محمد مصدق روز بعد خود را به سرلشکر زاهدی تسلیم کرد و توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. شاه بر خلاف قانون که محاکمه نخست وزیر را تنها توسط دیوان عالی کشور مجاز می شمرد ، مصدق را را در دادگاه نظامی محاکمه و به سه سال حبس مجرد ( انفرادی) محکوم کرد. او در جریان برگزاری دادگاه خود را نخست وزیر قانونی ایران خواند و گفت که " کودتا یعنی برکنار کردن دولت از طرق غیرقانونی، و بنابراین کودتاگران مجرمند نه من که برگزیده ملت و رییس قانونی دولت هستم" با این حال مصدق ناگزیر از تحمل سه سال زندان انفرادی شد و پس از آن به خانه اش در احمدآباد تبعید شد. تبعیدی که تا پایان عمرش ادامه یافت. ضربه سنگین کودتای 28 مرداد بر پیکر جنبش استقلال طلبانه و آزادی خواهانه اگر چه این جنبش را برای سالها به حاشیه راند اما مایوس و ناامید نکرد. انقلاب بهمن 57 به یک معنا پاسخی بود که ایرانیان پس از 25 سال به محمدرضا پهلوی و هدایت کنندگان آمریکایی و انگلیسی کودتای 28 مرداد می دادند.

سودای بازپس گیری قدرت

هنوز دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که جمعی از طرفداران رژیم پهلوی خود را آماده انجام کودتایی برای بازپس گیری قدرت کردند. طرح کودتای نوژه با هدایت شاپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه پی ریزی شده بود. در این طرح قرار بود ابتدا منزل آیت الله خمینی هدف بمباران قرار گیرد و پس از بمباران هوایی، صدا و سیما، ستاد نیروی زمینی ارتش، ستاد کل ارتش، پادگان حر، پادگان قصر، پادگان جمشیدیه و زندان اوین توسط کماندوهای تیپ ۲۳ نوهد تسخیر شوند. مرحله نهایی طرح نیز از این قرار بود که با اعلام حکومت نظامی به مدت ۳ روز از طریق تایید عملیات و سقوط جمهوری اسلامی به ‌وسیله روحانیون همراه، حکومت به شاپور بختیار باز گردد. با این حال کودتا به شکل مرموزانه ای فاش شد و عوامل آن از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دستگیر شدند. با گذشت سی سال از آن واقعه هنوز درباره شیوه افشای این کودتا تردیدهایی وجود دارد. گروهی معتقدند که " افسران چپ و چپ هاى اسلامى از كودتا و كشتار وسيع مردم جلوگيرى كردند و توانستند طرح کودتای نوژه را کشف کرده و آن را با جزئیات دقیق و کامل در اختیار دولت قرار دهند " و گروهی هم هستند که می گویند شب قبل از حادثه یکی از خلبانانی که برای کودتا پیش بینی شده بود دچار تردید شده و پس از آن که موفق به ملاقات با آقای خامنه‌ای می شود اطلاعات مؤثر و کارا از کودتا را تا مقدار زیادی افشا می‌کند. در این بین گمانه دیگری هم وجود دارد مبنی بر این که یکی از درجه داران تیپ ۲۳ نوهد به ستاد مشترک مراجعه می کند و جریان کودتا را فاش می سازد.

بلافاصله پس از افشای کودتا ستادی مرکب از واحدهای سپاه پاسداران، گروه مهندسی، انجمن اسلامی نیروی هوایی ارتش و تعدادی از پرسنل نیروی زمینی ارتش و عده‌ای از کماندوهای تیپ ۲۳ نوهد به نام ستاد خنثی سازی کودتا تشکیل می‌شود و پس از بررسی اطلاعات، طرح حمله به پایگاه نوژه و پارک لاله که محل تجمع ۴۰ تن از خلبانان کودتا بود را اجرایی می کنند. این عملیات به دستگیری همه عوامل و رهبران کودتا می انجامد و آنها پس از محاکمه در دادگاه های انقلاب به اعدام محکوم شده و تیرباران می شوند. آیت الله خمینی پس از عملیات خنثی سازی کودتا در یک سخنرانی عمومی اظهار می کند که از اقدام های این چنینی ترس ندارد بلکه نگران اقدام های روحانیون است. او می گوید:" ...ما از قشرهای خودمان می‌ترسیم شما صنف روحانیت اگر چنانچه کارهایی خدا نخواسته انجام دهید که از چشم ملت نیفتد ولو در دراز مدت، آن روز است که دیگر فانتوم لازم نیست خود ملت شما را کنار می‌زنند و ملت هم بی هادی کاری نمی‌تواند انجام بدهد... من خوفم از این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزی که بر عهده اوست صحیح انجام دهد."

شکننده مثل همه کودتاها

همه چیز حکایت از اجرای یک کودتا داشت. نیروهای منتقد حکومت یکی پس از دیگری بازداشت شدند، دفاتر احزاب اصلاح طلب پلمپ شد، خیابان ها به قرق نیروهای امنیتی درآمد، سیستم پیامک های تلفن های همراه قطع شد، سرعت اینترنت به شدت کاهش پیدا کرد،ایجاد اختلال در امواج شبکه های ماهواره ای شدت گرفت، برخی مطبوعات اصلاح طلب از انتشار بازداشته شدند و در چاپخانه برخی دیگر از مطبوعات، نیروهای امنیتی بر نوشته ها پیش از انتشار نظارت کردند. این سرآغاز کودتای انتخاباتی 22 خرداد سال گذشته بود. کودتایی که روح کودتاهای کلاسیک را داشت و فقط در ظاهر کمی متفاوت از کودتاهای گذشته بود. کمتر کسی از میان ناظران انتظار چنین کودتایی را داشت اما هواداران قدرت مطلقه در نگرانی نسبت به از دست رفتن قدرت خود ریسک انجام کودتا را پذیرفته بودند. فاز نخست این کودتا یعنی معرفی "محمود احمدی نژاد" به عنوان پیروز انتخابات ریاست جمهوری با موفقیت اجرا شد اما اتفاق های بعدی خواب کودتاچیان را آشفته کرد. موج گسترده اعتراض های عمومی به نتیجه انتخابات که به جنبش سبز معروف شد خیابان های تهران و برخی دیگر از شهرهای بزرگ را درنوردید و شعار " دولت کودتا، استعفا استعفا " حتی در نزدیکی های کاخ ریاست جمهوری و بیت رهبری شنیده شد. رهبران جنبش سبز به صراحت اعلام کردند تا پایان در کنار هواداران خود می ایستند. میرحسین موسوی در نخستین بیانیه اش پس از انتخابات گفت که تسلیم صحنه گردانی خطرناک حاکمیت نمی شود و مهدی کروبی دیگر رهبر اصلاح طلبان نیز شیوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و رفتارهای حاکمیت پس از این انتخابات را تحمیل کودتای نظامی بر ایران خواند.علاوه بر این برخی احزاب اصلاح طلب مانند جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین نیز در بیانیه های خود واژه کودتا را برای تشریح اتفاق های پس از انتخابات به کار بردند. دخالت نهادهای امنیتی و نظامی در روند برگزاری انتخابات، بازداشت نیروهای اصلاح طلب توسط این نیروها به همراه سرکوب تمام عیار اعتراض های عمومی پس از انتخابات جای تردیدی برای اصلاح طلبان باقی نگذاشت که اتفاق های مربوط به انتخابات سال گذشته محصول یک سناریوی از پیش تعیین شده برای سرکوب هواداران دموکراسی بوده است. سخنرانی تازه منتشر شده سردار مشفق از مسوولان ارشد قرارگاه ثارالله سپاه که در آن شیوه های انجام کودتای سال پیش به تشریح طرح شده است سند محکم دیگری برای اثبات موضع اصلاح طلبان است. برخی از نیروهای اصلاح طلب به تازگی از او و نهادهای امنیتی – نظامی که آمر و عامل کودتای سال گذشته بودند شکایت کرده اند اما با توجه به سیطره آمران و عاملان کودتا بر بدنه جریان حاکم احتمال رسیدگی به این شکایت وجود ندارد. در عوض برخی از امضا کنندگان شکایت دوباره از سوی نیروهای امنیتی به زندان فراخوانده شده اند. علاوه بر آنها صدها فعال مدنی، سیاسی و مطبوعاتی دیگر نیز در زندان به سر می برند و گروه کثیری نیز با قرار وثیقه های سنگین به طور موقت از زندان آزاد شده اند. با این حال کودتای انتخاباتی سال گذشته تفاوت های معنی داری نیز با کودتاهای کلاسیک گذشته داشته است به دلیل قدرت روز افزون شبکه های اجتماعی و رشد جامعه مدنی کودتاچیان نتوانسته اند دریچه های ارتباطی مخالفان را عملا مسدود کنند. تهدیدهای آنها برای تعقیب قضایی رهبران جنبش سبز هم توخالی بوده است و حکومت آشکارا نگران آن است که دستگیری رهبران مخالف به دور جدیدی از اعتراض ها بیانجامد. در این کودتا همچنین بر خلاف کودتاهای کلاسیک وحدت رویه ای میان نیروهای جریان حاکم دیده نمی شود و تشتت و اختلاف نیروهای درون حاکمیت به مرحله بحرانی رسیده اند. علاوه بر این به واسطه حاکم شدن گفتمان دموکراسی خواهی در سطح جهانی، کودتای سال گذشته موجب افت شدید مشروعیت جمهوری اسلامی در نظام بین الملل شده و بر خلاف کودتای سوم اسفند یا کودتای 28 مرداد قدرت های منطقه ای و جهانی نه تنها بانی و پشتیبان دولت برآمده از کودتا نیستند بلکه سعی در دوری از این دولت دارند. مواجهه این چنینی با دولت کودتایی در محیط بین المللی به همراه موج رو به گسترش شبکه های اجتماعی در داخل، امید به عقب نشینی کودتاچیان را بالا برده است. از آنجا که کودتای انتخاباتی هم در نهایت شکلی از کودتا به حساب می آید از همان شکنندگی و آسیب پذیری خاص همه کودتاها رنج می برد و دیر یا زود آمران و عاملان آن ناگزیر از واگذار کردن میدان خواهند بود.

منبع: جرس

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.