روز شمار حصر:
تقاضای نوری زاد ازخامنه ای

ما فتنه گران،به همراه سران خویش،از شما تقاضای دیداری دوستانه داریم

تقاضای نوری زاد ازخامنه ای
تقاضای نوری زاد ازخامنه ای

ندای سبز آزادی: محمد نوری زاد که هم اکنون سه روز از بازگشت و باز داشت غیر قانونی اش به زندان اوین میگذرد ، در وبسایت شخصی خود با انتشار متنی از سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در خواست ملاقات کرد ، در بخشی از متن منتشر شده آمده است « ما فتنه گران ، به همراه سران خویش ، از شما تقاضای دیداری دوستانه و صمیمانه داریم . و پیش از آن ، برای اعتماد و اطمینان شما ، دست روی قرآن می گذاریم و سوگند می خوریم که ما جملگی از سلاح تهی هستیم و جز برای برون رفت از این مخمصه ی نا مبارک ، اندیشه و نگرانی و اهتمامی نداریم . ما ، اعلام می داریم که نه از اجنبی خط گرفته ایم و نه بنای فروپاشی نظام خویش را در سرداشته و داریم …»
 

متن کامل این نامه به دین شرح است»

پیش از آغاز سخن :
در زندان که بودم ، تعدادی از نوشته های خود را (پنج مطلب) به دوستی که نمی شناختمش سپردم تا آنها را در بیرون زندان به من برساند . این نوشته ها ، یکی همین تقاضا از رهبرگرامی مان بود ، و چهار نوشته با عنوان کلی ” گلها و سیم خاردارها “.
از زندان که بیرون آمدم ، تلاش من برای دستیابی به آن نوشته ها به جایی نرسید ، تا این که دیروز (۸۹/۵/۲۲) همه ی آن پنج مطلب به دستم رسید . با نگاهی به نوشته ی : تقاضا از رهبر ، دیدم گرچه طعم این نوشته از داخل زندان ، مطلوب ترمی بوده است اما اکنون که بیش ازدوماه از زمان نگارش آن می گذرد ، هنوز ظرافت های بطئی آن خواستنی و در خور اعتناست.

این نوشته ، درراستای نامه های پیشین من به رهبری نیست . بلکه برای خود خواستگاه مستقلی دارد که تقدیم حضرت ایشان می گردد :


به نام خالق حق

رهبرگرامی ، سلام.
سپاس خدای خوب را که سالروز کوچ امام عزیز ، آنگونه که حضرت شما انتظار داشت ، با شکوه تمام برگزارگردید و با شایستگی نیز به سرانجام رسید و سپاس دیگر این که فتنه گران را فرصت و مجال فتنه گری به هیچ افتاد و جملگی از صفحه ی روزگار محو و ناپیدا شدند و به یمن زحمت و درایت مردان کاردان ما ، مفتضحانه به دور دست ها رانده شدند و به تاریخ و خاطره پیوستند .
اگر اجازه فرمایید من تقاضای ساده و دوستانه و انسانی و خیرخواهانه و خدا پسندانه ی خود را از زاویه ای دیگر به پیشگاهتان معروض دارم و همزمان امید این نیز داشته باشم که اگر ثواب و خیری در تقاضای ساده ی من مشاهده فرمودید ، در اجابت آن دستور به شتاب دهید و در این امر خیر، به سخن هیچ نابکار و مکاری که در لباس دوست بنای دشمنی دارد ، اعتنا نفرمایید .
رهبرگرامی ،
من در پیش فرض تقاضای خویش ، فتنه گران و سرانشان را در کنار منافقین و سران از خدا بی خبر آنان می گذارم و در این فرض گستاخانه ، شرم و حیا را به آستان بخشایندگی حضرت خدای متعال احاله می دهم . پس ، فرض من براین است که فتنه گران ، همان منافقین اند و جناب شما ، همان امام خمینی عزیز .
یادتان هست یک روز، پیش از آن که منافقین به ستیز مسلحانه و ترورهای کور و ناجوانمردانه روی برند ، از امام خمینی ، تقاضای ملاقات و دیدارحضوری کردند؟ می دانم که تقاضای آنان را نیک به یاد دارید . و باز می دانم که هنوز زنگ پاسخ امام خمینی در گوش مبارکتان هست . آنگاه که فرمود : شما (مجاهدین) اسلحه های خود را زمین بگذارید ، من خمینی ، خود به دیدار شما خواهم آمد !
رهبرعزیز، نورچشم ما ،
ما فتنه گران ، به همراه سران خویش ، از شما تقاضای دیداری دوستانه و صمیمانه داریم . و پیش از آن ، برای اعتماد و اطمینان شما ، دست روی قرآن می گذاریم و سوگند می خوریم که ما جملگی از سلاح تهی هستیم و جز برای برون رفت از این مخمصه ی نا مبارک ، اندیشه و نگرانی و اهتمامی نداریم . ما ، اعلام می داریم که نه از اجنبی خط گرفته ایم و نه بنای فروپاشی نظام خویش را در سرداشته و داریم . اشتباه ما شاید این بود که از آموزه های مکرر حضرت شما آموخته بودیم که در اسلام ناب ، مردمان ، از آزادی فراوان تر و عمیق تری نسبت به جوامع غربی بهره مندند . و از خود شما آموخته بودیم که برای نشاط سیاسی و اجتماعی جامعه باید هزینه های بدیهی آن را تحمل کرد . بنا براین ، فارغ از فتنه گری هایی که به ما منتسب کرده اند ، و با دستانی تهی از فتنه ، تقاضای دیدار شما را داریم . دوست داریم در این دیدار تاریخی ، که حتما در دایره ی فهم مطلق خدا ، از خیر و خوبی سرشار است ، حضرت شما درجایگاه شریف رهبری بنشینید و ما – فتنه گران دیروز و بخشی از مردمان انکار ناپذیرامروز- با فرزندان و همسران و پدران و مادران خویش ، در مقابل شما بنشینیم و با هم سخن از درستی و پاکی ومهر و خدا و پیغمبرو ایران و آینده و عدل و انصاف بگوییم . شما با آن سینه ی گشاده ی خود ، صبوری اختیار کنید و مثل همیشه ، سخن چند نفر از حاضرین را بشنوید ، و در پایان ، همان حاضرین ، گوش دل به سخنان شما بسپارند .
محصول نهایی این ملاقات ، هرچه که باشد، جز خیرنخواهد بود. چرا که تایید حتمی خدای متعال با هر نشست منتهی به خیر است . بدخواهان ما و شما چه بسا شما را به مجرایی از افق نامطلوب این نشست دراندازند . که : با این ملاقات ، فتنه گران معدوم شده و به تاریخ پیوسته ، حیات و روحیه و فرصت تنفس خواهند یافت . اما فراتراز این افق تیره و نادرست ، من می گویم : پس از این نشست ، چه بسا اعتماد گسسته و انشقاق حتمی مردم ، فرصت ترمیم یابد . برکات این دیدار از شماره بیرون است اما من به ” برکت رضای خدای خوب ” اشاره می کنم و در می گذرم .اگر صدای تقاضای ما از اعماق زندان به شما رسید و پاسخی هرچند مختصر در حد یک ” نه ” حتی دریافت کردیم ، معلوم می شود که رهبر فرزانه ی ما در جریان چندو چون جامعه ی خویش است . وگرنه ، به ما ، و به همان فتنه گرانی که خود را “مردم” می دانند ، حق بدهید که شما را و دیدار شما را دور از دسترس خویش ببینند وباور کنند . که : مباد آن روز !
با احترام و ادب

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ إِنَّما أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَ لايَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعاءَ إِذا ما يُنْذَرُونَ (45) بگو: «من تنها بوسيله وحى به شما هشدار مى دهم.» ولى آنها كه گوشهايشان كر است، هنگامى كه هشدار داده مى شوند، سخنى را نمى شنوند.
وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنّا كُنّا ظالِمِينَ (46) واگر شمه اى از عذاب پروردگارت به آنان برسد، فريادشان بلند مى شود كه: «اى واى بر ما! ما همگى ستمكار بوديم!»
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ (47) ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى كنيم; پس به هيچ كس كمترين ستمى نمى شود; و اگر به مقدار سنگينى دانه خردلى (كار نيك و بدى) باشد، ما آن را حاضر مى كنيم; و كافى است كه ما حساب كننده باشيم.
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ (48) ما به موسى و هارون، وسيله جدا كردن حق از باطل و نور، و آنچه مايه يادآورى براى پرهيزگاران است، داديم.
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَ هُمْ مِنَ السّاعَةِ مُشْفِقُونَ (49) همان كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى ترسند، و از قيامت بيم دارند.

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.