آرش حسینی پژوه: رهبر جمهوری اسلامی در تازه ترین اظهارات خود از اتحاد نیروهای وفادار نظام سخن گفته است.
متعاقب این اظهارات، نمایندگان مجلس هم با امضا نامه ای خواستار ایجاد فضایی شدند تا بر مبنای صحبت های رهبری کسانی که از نظام خارج شده اند به نظام بازگردند. البته این مجلس همان مجلسیست که خواستار محاکمه رهبران مردمی جنبش سبز شده بود، و با وجود آنکه بسیاری از تحلیلگران با توجه به مشکلات اقتصادی ، فقدان توان اداره کشور ، بحران مشروعیت داخلی و فشار های بین الملی؛ چرخش حاکمیت و تلاش برای به رسمیت شناختن اعتراضات موجود را شروع مناسبی برای کاهش بحران ارزیابی می کنند، اما این اظهارات همچنان نمی تواند نشانه ای از چرخش حاکمیت به سمت رفتارهای عقلانی تلقی شود.
تاکید رهبر جمهوری اسلامی بر لزوم ایجاد اتحاد میان نیروهای وفادار به نظام ، چند سوال ایجاد می کند.
نخست آنکه اگرچه علی خامنه ای اتحاد را بر پای اصول دانسته است، اما اشاره ای به این که مبنای او از اصول چیست به میان نیاورده است. اصولی که رهبر جمهوری اسلامی از ان سخن میگوید آیا اصول به محاق رفته قانون اساسی و منافع ملی است و یا همان اصولیست که وی پیش از این در باره التزام به ولی فقیه اعلام کرده بود ؟ و به بیان دیگر آیا مقصود رهبر جمهوری اسلامی از اتحاد، اتحاد حول محور او و روش های وی در اداره امور کشور بدون وجود حق اعتراض و انتقاد است؟!
رهبر جمهوری اسلامی ، پیش تر و در اظهارات 27 مرداد خود از لزوم "به راه بازگرداندن " کسانی سخن گفت که بر اثر " اشتباه با غفلت " از نظام خارج شده اند ، اما پرسش اینجاست که آیا سید علی خامنه ای اگر چه با تغییر لحن اما با همان خواست ها در پی تکرار حرف های گذشته خود است؟ یا در پی گشودن راهی برای رسیدن به تعامل واقعی ؟
این نگاه خودپرستانه و از بالا به مخالفین نمیتواند روزنه ای برای اتحاد باشد. میر حسین موسوی یکی از رهبران جنبش سبز پیش از این هم گفته بود که برای ایجاد تغییر نیازی نیست تا حاکمیت آن را به زبان بیاورد بلکه کافیست در عمل به آن بپردازد.
نکته ای که نمیتوان در واکنش های جدید حاکمیت یافت ، مشخصا رسیدن به اتحاد برای اصلاح طلبان نیز میتواند مفید باشد اما اتحاد با چه کسانی ؟ تعامل با اصولگرایان در چارچوب منافع ملی و بر اساس حقوق مردم البته خواستی ست انکار نا پذیر و اصلاحات همانطور که برای تعامل با دیگر نمایندگان جامعه ایرانی وارد گفت و گو می شود مشخصا با اصولگرایان هم میتواند به جمع بندی هایی برای اداره کشور و تغییر در نوع نگرش به حاکمیت برسد.
اما نا دیده گرفتن جنایاتی که از سوی حاکمیت رخ داد ، برای اصلاح طلبان امکان پذیر نیست ، اصلاح طلبان پیش تر هم اعلام کرده بودند که اگر در حاکمیت خواستی برای تغییر وجود دارد باید آن را در عمل نشان دهد ، آزادی زندانیان سیاسی ، رسیدگی به پرونده خاطیان و رسیدگی به شکایت هفت اصلاح طلب میتواند نشانه های عملی خواست حاکمیت برای ایجاد اتحاد باشد ، در غیر این صورت به نظر نمیرسد تنها با کلام و تغییر لحن مشکلات حل شود ، مخالفین دولت خواست های مشخصی دارند که با شروع رسیدگی به خواست های آنان از سوی حاکمیت میتوان به ایجاد فضای گفت و گو و اتحاد امید بست.
در غیر این صورت به نظر نمی آید رهبران اصلاح طلب جنبش سبز پاسخ مثبتی به خواست حاکمیت بدهند.
به نظر من این مواضع با دو هدف
به نظر من این مواضع با دو هدف دنبال می شود.
1- ایجاد شکاف میان هواداران جنبش. در صورت عملی شدن این هین طرح به دور حتم در مرحله اول منتقدان 30 ساله انقلاب که اکثرا در خارج هستند صف خود را جدا می کنند. و اصلاح طلبان و افرادی که امام خمینی را قبول دارند در صف جدایی قرار می گیرند البته حکومت در گام بعدی هواداران امام را هم به دو گروه تند رو و کند رو و یا ساختار شکن و حامی قانون تبدیل می کند و آنها را از هم می پاشد.
2- هدف دوم حاکمان این است که افراطی های حامی دولت را که اکنون جلو تر از رهبر حرکت می کنند را دچار انفعال کند.
البته ذکر این نکته ضروری است که حاکمان این مواضع را از روی ضعف اتخاذ کرده اند ضعفی که به خاطر شرایط وخیم بین المللی و ایستادگی رهبران جنبش سبز نصیب آنها شده است. واقعا ایستادگی موسوی و کروبی و زندانیان سیاسی حکومت را درمانده کرده است. وگر نه چگون می شود کسی که خود را علی و مخالفان را طلحه و زبیر نامید به فاصله 2 ماه اینقدر عقب نشینی کند
درود بر موسوی و کروبی که در یک سال گذشته شرایط سخت را به اقتدا از مولایشان حسین(ع) به جان خریدند.
"" اندگی صبر پیروزی نزدیک است""
منظور علی گدا از اصول همانا
منظور علی گدا از اصول همانا شخص خودشه. و الا هیچ چیزی در این دنیا نیست که کاملا واضع و مبرهن باشه تا بشود اسمش را اصول گذاشت یک سری قوائد قراردادی است همه چیز. خمینی دجال هم اصلی ترین اصولش همانا منافع خودش بود. مگر او نبود که مصدق را نامسلمان خواند و این را منافق و جبهه ملی را مرتد، حتما بر اساس اصول.
در قرآن به صراحت آمده که به کسی که خود را مسلمان می نامد، نگویید مسلمان نیستی. آنوقت مصدق و سنجابی و دیگران مرتد و منافق میشود.
پیچیدگی در پیچیدگی
رژیم از نخستین روزهای آخر بهمن سال 57 روابط ح.د را چنان پیچیده در پیچیده با ملت و کشور و سیاست و قانون وجنایت کرد که مطلقا تغییر ماهیت داده و اکنون یک موجود دیوانه درندۀ هراس ترس زدۀ و محاصره بین اراذل شده که ذره ای توان جمع و جور کردن براش نمانده. آخر این سوی هم ملت دیگر مردم دیگری شده اند. گشودن این گره های کور کار مخ های غول است
پیچیدگی در پیچیدگی
رژیم از نخستین روزهای آخر بهمن سال 57 روابط ح.د را چنان پیچیده در پیچیده با ملت و کشور و سیاست و قانون وجنایت کرد که مطلقا تغییر ماهیت داده و اکنون یک موجود دیوانه درندۀ هراس ترس زدۀ و محاصره بین اراذل شده که ذره ای توان جمع و جور کردن براش نمانده. آخر این سوی هم ملت دیگر مردم دیگری شده اند. گشودن این گره های کور کار مخ های غول است
پیچیدگی در پیچیدگی
رژیم از نخستین روزهای آخر بهمن سال 57 روابط ح.د را چنان پیچیده در پیچیده با ملت و کشور و سیاست و قانون وجنایت کرد که مطلقا تغییر ماهیت داده و اکنون یک موجود دیوانه درندۀ هراس ترس زدۀ و محاصره بین اراذل شده که ذره ای توان جمع و جور کردن براش نمانده. آخر این سوی هم ملت دیگر مردم دیگری شده اند. گشودن این گره های کور کار مخ های غول است
اتحاد بر مبنای کدام اصول؟
یکی از افرادی که با موسوی کار میکرده اخیرا گفته " وقتی کشور از تهدید خارجی در خطر باشه ایرانی از هر نژاد و دین و مذهب باهم متحد میشوند و اینرو دشمن بداند" . آیا این همان ایرانی است که سنی ، بهایی ، بلوچ، کرد، ترک و جوانش بهش خس و خاشاک میگن، همونی که بهش تجاوز میکنن، همونی که در این سی سال تقریبا از همشون به هر بهونه تعهد گرفتن که اینو نپوش اینو بپوش، به دخترش فاحشه میگن. همونی که گاه و بیگاه شلاق خرده. ما جوانان غیرتمان بخاطر اسلام نیست. در جنگ ایران و عراق این کشور اگر جمهوری اسلامی هم نبود باز هم مردم ذرهای از این خاک را به کسی نمیدادند . حالا یک مشت به اصطلاح پاسدار ، بسیجی فکر میکنن اونا نبودن ، اسلام نبود ما الان دست عراقی بودیم.ای بابا بی دینان هم کشورشونو به سادگی نمیشه گرفت. این بسا تتونو جم کنید
اتحاد بر مبنای کدام اصول؟
کی از افرادی که با موسوی کار میکرده اخیرا گفته " وقتی کشور از تهدید خارجی در خطر باشه ایرانی از هر نژاد و دین و مذهب باهم متحد میشوند و اینرو دشمن بداند" . آیا این همان ایرانی است که سنی ، بهایی ، بلوچ، کرد، ترک و جوانش بهش خس و خاشاک میگن، همونی که بهش تجاوز میکنن، همونی که در این سی سال تقریبا از همشون به هر بهونه تعهد گرفتن که اینو نپوش اینو بپوش، به دخترش فاحشه میگن. همونی که گاه و بیگاه شلاق خرده. ما جوانان غیرتمان بخاطر اسلام نیست. در جنگ ایران و عراق این کشور اگر جمهوری اسلامی هم نبود باز هم مردم ذرهای از این خاک را به کسی نمیدادند . حالا یک مشت به اصطلاح پاسدار ، بسیجی فکر میکنن اونا نبودن ، اسلام نبود ما الان دست عراقی بودیم.ای بابا بی دینان هم کشورشونو به سادگی نمیشه گرفت. این بسا تتونو جم کنی
ارسال نظر جدید