علی شکوریراد: از لحن و مطالب آقای صدیقی در نماز جمعه اخیرتهران و لحن آقای جنتی در نماز جمعه هفته پیش و نیز برخی گفتارهای دیگر که بر خلاف یک سال گذشته فاقد رجزخوانی برای سبزها، بخصوص بزرگان جنبش سبز، و تهدید آنها بود می توان پی برد که دستورالعمل جدیدی تدوین و به ائمه جمعه داده شده است و آن اینکه باید در صفوف متحد جنبش سبز که به رغم همه فشارها و تهدید ها روز به روز مستحکم تر شده است رسوخ کرد و فاصله انداخت. حقیقت این است که گستردگی و انسجام جنبش سبز حاصل برخورد رادیکال حاکمان با معترضان به نتیجه انتخابات از یک سو و پایداری و ایستادگی سران جنبش بر مواضع حق طلبانه و پیوستگی وثیق آنان با مردم بوده است. آنها همه گونه فشاری را بر رهبران جنبش وارد آورده اند ولی نتیجه ای نگرفته اند. همه گونه رفتار خشنی را با مردم انجام داده اند ولی نتیجه نگرفته اند. جنبش سبز روز به روز عمیق تر و منسجم تر شده و امیدش به پیروزی بیشتر. سخنرانی سردار مشفق را گوش بدهید. انگار دارد به تعدادی از نیروها گزارش پیروزی داده و به آنها برای ادامه حرکت بصیرت می دهد. آن سخنان مربوط به پائیز گذشته است. زمانی که آنها کار را تمام شده می دانستند. ولی اکنون می بینند نه تنها کار جنبش سبز تمام نشده است بلکه بنظرشان می آید که کار خودشان ساخته است. طرح بحث مکتب ایران و مکتب اسلام که مهندس موسوی هشیارانه آن را جنگ زرگری نامید و افشا کرد نیز این هشدار را به ما می دهد که با ترفند جدیدی روبرو هستیم و باید مراقب باشیم. آنها صفوف متحد ما را هدف قرار داده اند.
جنبش سبز یک سازمان، حزب یا تشکیلات نیست که عضوگیری کند و یا کسی برای عضویت دیگری در آن تصمیم گیری کند. هر کس که بخواهد، هر آن می تواند عضوی از جنبش سبز باشد کافیست باور داشته باشد نتایج اعلام شده برای انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری واقعی نبوده است و فرد اعلام شده به عنوان رئیس جمهور، منتخب مردم نیست، و بر این اساس با سایر مردم در اعتراض قانونی و مسالمت جویانه به آن نتیجه و تبعات آن همراه و یا حد اقل همدل بوده باشد و یا بشود و یا اینکه اکنون حقوق شهروندی و اجرای بدون تنازل قانون اساسی را مطالبه کند. بنابراین عضویت و همراهی با جنبش سبز به دیدگاه و خواست خود هر فرد بستگی دارد و نه دیگری ، و نیز کسی نمی تواند دیگری را از همراهی با جنبش منع کند و یا حضورش را در جنبش نفی نماید.
جنبش سبز بیشمار است. این جنبش در عین حالی که متنوع و متکثر است باید از هر گونه انقسام در حرکت بپرهیزد. چه بسا آنها بخواهند با نرمش خود ما را قسمت کنند. باید مراقب آن باشیم و از آن بپرهیزیم. این کار جز با هماهنگی امکان پذیر نیست. شاخص هماهنگی نیز جز رهبران جنبش بخصوص مهندس میر حسین موسوی نمی تواند باشد.
منبع: نوروز
به عنوان یک جانباز نظرم این
به عنوان یک جانباز نظرم این است که مقاله خوبی بود ولی انتهای مقاله نامنبردن از آیت الله کروبی که به حق پا به پای مهندس موسوی شجاعت خود را به اثبات رسانده و متحمل هزینه های بی شماری شده جوانمردانه نیست و این هم بر می گردد به نگاه جبهه مشارکت به آقای کروبی. جبهه مشارکت آقای خاتمی را بر آقای کروبی ترجیح می دهد ولی واقعیات سال گذشته و زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی نشان داد که کروبی مرد روزهای این چنینی است و خاتمی مرد روزهای آن چنانی. به عنوان یک عضو جنبش نظرم این است که اگر خاتمی سال گذشته کاندید شده بود اکنون نه جنبشی بود و نامی از سران جنبش و اکنون احمدی نژاد در دنیا پز 50 میلیون رای ایرانی ها و 40 میلیون رای به خود را می داد و خاتمی هم مانند آقای هاشمی طی نامه ای به خدا واگذار کرده بود. البته این را هم بگویم که اعتقاد دارم چون جنبش متکثر است پس در جنبش هم جایی برای آقای خاتمی و هم جایی برای آقای هاشمی وجود دارد. خصلت جنبش این است که علیرعم اختلاف نظرها به هم احترام می گذاری. باید بدانیم که انسان ها متفاوتند خاتمی می تواند تئوری پردازی کند و مسائل نظری جنبش را مطرح کند و موسوی و کروبی هم شجاعانه مرد عملند. در مورد تغییر نظر حامیان کودتا هم تا اندازه ای با آقای شکوری راد موافقم و بیشتر موافق این هستم که شرایط سخت جهانی و به بن بست رسیدن حاکمان و مواضع بی ادبانه و قانون گریزی احمدی نژاد و از همه مهم تر ایستادگی مردم بر خواسته های خود به خصوص ""رای من کجاست"" حاکمان را که تا چند وقت پیش معترضان را جاسوس و خائن و رابط بیگانگان می دانستند امروز به دنبال جذب آن ها هستند.
ارسال نظر جدید