مروری بر 21 سال حکومت سید علی خامنه ای بر ایران ( بخش دوم )
ندای سبز آزادی : برای مشاهده قسمت اول اینجا را کلیک کنید
......و ناگهان یک سئوال. سئوالی که رهبر ایران را وادار می کرد تا در مقابل انبوه دوربینهای عکاسی و فیلمبرداری بگوید: " برای ما هیچکس آقای هاشمی نمی شود. " هشت سال بعد از آن سئوال اما همین " آقای هاشمی " مجبور شد برای تخلفات و تقلبات انتخاباتی رخ داده توسط سرداران وفادار به " مقام معظم " شکایت به خدا برد و این تمام ماجرا نبود. 12 سال پس از آن نیز خامنه ای، در مهمترین خطبه های نماز جمعه اش، 50 سال رفاقت با " آقای هاشمی " را فراموش کرد و به راحتی آب خوردنی در برابر چشمان متحیر میلیونها بیننده گفت: " ميان آقاي هاشمي و رئيس جمهور نيز از سال 84 اختلاف نظرهاي متعددي ... وجود دارد كه البته نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است. " رئیس جمهوری که " آقا " درباره اش سخن می گفت کسی نبود جز محمود احمدی نژاد که در مناظره های تلویزیونی اش " آقای هاشمی " و خانواده اش را " دزد " خطاب کرده بود.
زندگی یک رهبر متناقض
زندگی سیاسی رهبر فعلی جمهوری اسلامی سرشار است از اینگونه چرخشها و تناقضات. او که روزگاری به دلیل مبارزه با خودکامگی محمدرضا پهلوی زندان و به روایتی شکنجه را دیده بود، خود حالا به خودکامه ای تبدیل شده است که زندانهای حکومتش مملو از مخالفان خودکامگی است.
سیدعلی حسینی خامنه ای، در 24 تیرماه سال 1318 در شهر مشهد به دنیا آمده است. پدرش سید جواد حسینی از روحانیان تبریزی مقیم مشهد بود. او پس از یک سال تحصیل در دبیرستان به حوزه علمیه مشهد، مدرسهسلیمان خان و مدرسه نواب، رفت و تحصیلات علوم دینی را آغاز کرد. در هجده سالگی به نجف رفت و پس از یک سال تحصیل به قم سفر کرد. در قم نزد آیت الله شیخ مرتضی حائری و آیت الله حسینعلی منتظری فقه و اصول خواند. از جمله تناقضات شخصیتی او شاید نوع سلوک و رفتارش با اساتید خودش باشد. او که روزگاری به شاگردی آیت الله منتظری افتخار می کرد، حالا از مخالفین سرسخت استاد و شاگردانش محسوب می شود و در ایام رهبری او بود که دستور حصر خانه استادش را برای مدت پنج سال در قم صادر کردند. دلیل اصلی این ماجرا مخالفت آیت العظمی منتظری با مرجعیت وی عنوان شده است.
آقای خامنه ای به ادبیات فارسی علاقه ای وافر داشته و دارد و از همان جوانی در محافل ادبی مشهد رفت و آمد می کرد. اتفاقاً از تناقضات شخصیتی اش یکی هم همین است که با وجود اینکه از دوستان علی شریعتی، محمد رضا حکیمی، مهدی اخوان ثالث و جلال آل احمد به شمار می رفت، اما در ایام نشستنش بر مسند رهبری هرگز تمایلی به ابراز این دوستی نداشت و با وجود داشتن روحیه شاعرانه ای که منجر به انتشار اشعاری به سبک و سیاق غزل های خراسانی شده است، فردی فوق العاده سنگدل و بی رحم نسبت به منتقدان و مخالفانش به شمار می رود و معروف است که کینه هر کس را که " قبولش نداشته باشد " بد به دل می گیرد.
آقای خامنه ای به گفته خودش تحت تأثیر مجتبی نواب صفوی، رهبر فدائیان اسلام، به مبارزه سیاسی علیه رژیم شاه گرایش یافت و در حلقه نزدیکان امام خمینی قرار گرفت. او در دوران پهلوی بارها به زندان افتاد و زمانی را نیز در تبعید گذراند. امری که حالا دامنگیر بسیاری از منتقدانش شده است. تا جائیکه حتی برخی از دوستانش که در مسجد کرامت مشهد همراه سخنرانیها و تدریسش بودند نیز گرفتار زندانهای طولانی مدتی در دوره رهبری او شده اند. احمد قابل و صادق کاملان، که در سالهای اخیر به منتقدان صریح اللهجه وی بدل شده اند از جمله این افراد بوده اند.
او پس از درگذشت امام خمینی و بازنگری قانون اساسی و تغییر شرایط رهبری، به مقام رهبری جمهوری اسلامی منصوب شد و لقبش یک شبه از "حجت الاسلام" به "آیت الله" تغییر کرد. از دیگر تناقضات شخصیتی اش ماجرای مخالفتش با نظریه ولایت فقیه است. چنانکه در دوران حیات آیت الله خمینی، در خطبه نمازجمعه تهران، با نظریه ولایت مطلقه فقیه، مخالفت کرد و گفت ولی فقیه تنها در چارچوب فقه اختیارات قانونی دارد. امری که با مخالفت شدید امام خمینی روبرو شد و در 21 دی ماه 1366، امام خمینی نامه ای خطاب به وی نگاشت. با این همه او حالا نه تنها خود را ولی امر مسلمین می داند. بلکه اخیراً طی فتوایی اطاعت از ولی فقیه را به مثابه اطاعت از پیامبر و امری واجب بر همگان دانسته است.
استبداد دینی
بسیاری از منتقدان خامنه ای شیوه حکومتداری او را خودکامه ارزیابی می کنند و معتقدند که شیوه رهبری او نوع بدخیمی از استبداد دینی است. استبداد هم در لفظ و هم در معنا یعنی حکومت خودکامه نه حکومت مطلقه. زیرا حکومت مطلقه دارای چارچوبی قانونی است. ولی حکومت خودکامه فاقد چنین چارچوبی است. بسیاری از کارشناسان سیاسی معتقدند که حکومت در ایران از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد با سرعت غیرقابل باوری از حکومت مطلقه به حکومت خودکامه تغییر مسیر داده است و ایران در شرایط فعلی خود همچون بسیاری از ادوار تاریخش از حکومتی خود کامه رنج می برد. یعنی قدرت و اقتدار رهبر و ارکان حکومتی از جمله مجلس و قوه قضائیه و صد البته دولت پایه در حقوق و قانون ندارد و دولت و جامعه عملاً مستقل از هم حرکت می کنند و بنابراین با هم سر دشمنی دارند. در حال حاضر دولت احمدی نژاد که مشروعیتی در نزد آحاد مردم ندارد، خودش را عین قانون می داند و قانون را رای دولت که می تواند هر لحظه تغییر کند و معنای دقیق استبداد هم همین است. استبداد او نه متکی به طبقات اجتماعی است نه محدود به قانون. بلکه پشتیبان اصلی او کسی نیست جز رهبری که اقتدار خود را در شرایط فعلی از سپاهیان و نظامیان کسب می کند نه رای واقعی مردم.
به زعم منتقدان خامنه ای در واقع پنج سال آخر رهبری او را می توان دوران بازگشت جامعه ایران از حاکمیت نیم بند قانون به جامعه " پیش از قانون " و " پیش از سیاست " تلقی کرد. چه در شرایط فعلی، رهبر یعنی قانون و اطاعت از او یعنی سیاست.
دیکتاتوری نظامی مبتنی بر موعودگرایی
برخی جامعه شناسان حکومت آقای خامنه ای را نظام استبداد دینی و دیکتاتوری نظامی مبتنی بر موعودگرایی، تلقی می کنند. درباره این نظام نوشته شده: " با تحلیل محتوا و لحن و گفتمان خامنه ای می توان نوع بومی شده دیکتاتوری نظامی با ایدئولوژی اقتدارگرایی موعودگرایانه دینی را که به تاسیس نوعی نظام شبه توتالیتر در ایران منجر شده به عیان مشاهده کرد. " از این منظر " آیت الله خامنه ای به همراه نیروهای نظامی- امنیتی وفادارش با توهم رهبری یک انقلاب، ولایت امر مسلمین جهان و اداره یک کشور با تمدن و فرهنگی کهن در دو دهه گذشته یکی از مخوف ترین نظام های استبدادی را در جهان امروز بنیاد گذاشته است که حتی فروپاشی آن هزینه های بسیاری را بر مردم ایران تحمیل خواهد کرد. پنج بنیاد فکری این گفتمان یعنی تفکیک افراد به خودی و غیرخودی، تفکیک خودی ها به خواص و عوام، این همانی دین و اخلاق و سیاست، تساوی حفظ حقوق و حرمت و آزادی افراد با لاابالی گری، و محوریت دشمن و شیطان در عالم امکان در همه گفتارهای خامنه ای به چشم می خورند. این بنیادها در قرائت خامنه ای و همراهانش از مذهب و متون دینی به وضوح به چشم می آیند. "
در این گفتمان، هر کس که مطیع رهبری باشد خودی و هر کس که با عقاید، روش ها و حتی سلایق وی مخالفت کند، غیرخودی است. رهبری در این نظام که وفاداران به وی برای منافع و قدرت و منزلت با یکدیگر به رقابت می پردازند مجبور به مدیریت خرد امور است تا شاکله نظام مبتنی بر فرد از هم نپاشد.
از سوی دیگر نیز کوچکترین مخالفتی با رهبر می شود مصداق محاربه با خدا! و زندانی کردن مخالفان، شکنجه های جسمی، روحی و حتی جنسی زندانیان و سرکوب تمام عیار منتقدان را توجیه می کند.
بنا به نظر اقتدارگرایان مذهبی، هیچ چیز حتی تقلب در انتخابات و کشتار مردم در روز روشن در برابر دوربین ها و تجاوز جنسی به زندانیان آسیبی به نظام نمی زند و مردم در انتخابات بعدی نیز با مشارکتی مشابه اعتماد خود را به نظام ابراز خواهند کرد. (خطبه دوم خامنه ای در نماز جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۸۸)"
ادامه دارد
برای مشاهده قسمت اول اینجا را کلیک کنید
ریشه استبداد
واقعا چرا در کشور ما استبداد از بین نمی رود. ما که قبل از تمام کشورهای منطقه انقلاب مشروطیت را انجام دادیم.جرا در گرداب دیکتاتوری گرفتاریم.چرا هر کسی سکان کشور را در دست می گیرد خود کامه می شود( شاه کراوات دار و خامنه ای عمامه دار) به صورت مختصر می توان بیان کرد: چون اقتصاد دولتی است . هر کسی بر این مسند نشیند همان کند که امروز می کنند.
khak bar sare in sheytoonake
khak bar sare in sheytoonake rahbare khak to sare hameh onee ke in madar jenda ro hemayat mikonan
in madar jendeh rahbar ro
in madar jendeh rahbar ro bayad az tookhm avizoonesh kard va hame on madar jendeh haee ke azash taraftari mikonan kosse nanatoon
vaghean in rahbare koss kesh
vaghean in rahbare koss kesh mikaht be mardoonm zoor bege bayad in madar jendaroo az tokhm avizon kard badam hamehee on koos nane haee ke azash tarafdari mikonan
فرهنگ شعبان بی مخ ها
من ار دوستان خواهش می کنم اگر انتقادی دارند.به صورت مودبانه مطرح کنند. شما که از خامنه ای و یارانش انتقاد می کنید. در مقابل باید نشان دهید که که شما خواهان ایرانی آزاد و دموکراتیک با فرهنگ دور از فحاشی هستید. ما و شما برای احقاق حق نباید به شیوه های شعبان بی مخ ها متوسل شویم.
با تشکر
فرهنگ شعبان بی مخ ها
من ار دوستان خواهش می کنم اگر انتقادی دارند.به صورت مودبانه مطرح کنند. شما که از خامنه ای و یارانش انتقاد می کنید. در مقابل باید نشان دهید که که شما خواهان ایرانی آزاد و دموکراتیک با فرهنگ دور از فحاشی هستید. ما و شما برای احقاق حق نباید به شیوه های شعبان بی مخ ها متوسل شویم.
با تشکر
چه خودکامه چه مطلقه... جناب
چه خودکامه چه مطلقه... جناب رهبر از همون روشهایی استفاده می کند که خمینی در مقابل مخالفینش استفاده می کرد.خمینی هم برای حفظ قدرتش دست به هر جنایتی میزد..مشکل امروز ایران آقای خامنه ای نیست. مشکل اصلی،نظامی است که با سواستفاده از نام خدا و رسول خدا از لجنزارهای انقلاب سال 57 سر برآورد
آدم منصف همه چي رو با يك چوب
آدم منصف همه چي رو با يك چوب نميرونه قديمي ها يادشونه كه زمان شاه هم همين فساد و ديكتاتوري و بي قانوني حتي به قانون خودشون هم بود.انقلاب كه بد نبود ولي اشكال كار ما ايراني ها تو خودمون هست كه همش دنبال يك منجي ميگرديم بعد منجي هم ميشه ديكتاتور پس بهتره يك مدت همينجوري بگذره تا نخبگان و اكثر مردم بفهمند اشكال اصلي توي چيه دوباره نريم يك تصميم اشتباه ديگه بگيريم.
او که جنبش سبز را کاریکاتوری
او که جنبش سبز را کاریکاتوری از انقلاب 57 لقب داد اکنون در نظر مردم به کاریکاتوری از امام خمینی(س) تبدیل شده او اگر زمانی پشتیبانی امام را از دولت وشخص موسوی را با این جمله که " من نفر صدم" هستم برنمیتابید اکنون خود با کودتای نظامی در برابر قانون و مردم ایستاده است . عاقبت محمدرضا شاه و صدام حسین که در ناصیه او آشکارا پیداست را فراموش نمیکنیم و در انتظار آن روز به اعتراض سبز خود ادامه خواهیم داد. و ما النصر ال من عند الله العزیز الجبار
ارسال نظر جدید