فراموشی های زودرس کودتاگران
باز هم دعوا. باز هم نمایش استیضاح. باز هم شکافی که محصول نتوانستنهای دولتی نامشروع است. دولتی که نمی تواند، چون ناکارآمد است. چون کلکسیونی از مدیران فرومایه ای است که درایت و تدبیر و خلاقیتشان تنها به " بله قربان گو" یی شان خلاصه می شود.
این بار اما نکته باریکتر از مو اینجاست که آقایان حالا که کفگیر صلاحیتشان به ته دیگ خورده است دفاعیات و راهکارهای دولت اصلاحات، که سرانش حالا یا در زندانند و یا متصوف به " فتنه " را سپر بلای خود ساخته اند.
خودتان ملاحظه بفرمائید: " اگر در دو دهه گذشته كه دولت بارها در چارچوب برنامه هاي اول تا چهارم توسعه افزايش تدريجي قيمت انرژي رخ داد، شاهد همكاري نمايندگان مجلس با دولت مي بوديم و قيمت ها به تدريج افزايش مي يافت و منابع لازم براي تكميل سدها، طرح هاي نيروگاهي، اصلاح ساختار نيروگاه هاي توليد برق، طرح هاي آب و فاضلاب و... تامين مي شد، امروز نه تنها وزارت نيرو با بدهي پنج هزار ميليارد توماني به پيمانكاران صنعت برق، طرح هاي نيمه تمام سد سازي و نيروگاه هاي برقابي و... مواجه نمي شد بلكه به اندازه كافي منابع لازم براي طرح هاي آب و فاضلاب، آبرساني كشاورزي و... را در اختيار داشت و كشور پهناور ايران با اين همه مزيت آب و كشاورزي و توليد انرژي، شرايط بهتري را سپري مي كرد. "
نه نه اشتباه نکنید. این حرفها را نه یکی از وزرای سابق دولت خاتمی یا هاشمی که سایت رجاء نیوز منتشر کرده است. همان سایتی که شیفتگی مجنون وارش به رئیس دولت کودتا زبانزد عام و خاص است. کوتاه هم نمی آید. ادبیاتش آنقدر اصلاح طلبانه است که نگو! نویسنده این سایت در ادامه تحلیلش بی آنکه اشاره ای به کوتاهی های دولت نهم در اجرای برنامه چهارم بکند تمام تقصیرها را به گردن نمایندگان مجلسی می اندازد که به زعم خود اقتدارگرایان " فهرستش را آقا امام زمان امضا کرده بود. " آنجا که می نویسد: "نمايندگان مجلس بايد از خود و همكاران خود در دوره هاي قبلي مجلس سوال كنند كه چرا با طرح هايي مانند تثبيت قيمت ها، مانع از اجراي برنامه چهارم و افزايش تدريجي قيمت انرژي در دوره ها و سال هاي اخير شدند. "
دروغهایی که آشکار می شود
نویسنده فراموشکار البته یادش می رود که بنویسد همین اقتدارگرایان در آن زمان " طرح تثبیت قیمتها " را " عیدی بزرگ مجلس اصولگرا " به مردم ایران خواندند و سعی کردند با عوامفریبی مانع از اجرای طرحهای دولت اصلاحات و افزایش منطقی قیمت حامل های انرژی شوند و حالا که کار از کار گذشته و بی کفایتی نمایندگانی که ملاک انتصابشان اطاعت کورکورانه از " مقام معظم " بود، از یک طرف و نامشروع بودن و فرومایه بودن دولت کودتا از طرف دیگر، موجب به بن بست رسیدن پیکر نیمه جان صنعت تولید برق در ایران شده است، برای گریز از قبول مسئولیت این همه مصیبتی که بر گرده نحیف صنعت تولید انرژی در ایران انباشت می شود، به جان هم افتاده اند و این تقصیر را برگردن آن می اندازد و آن تقصیر را بر گردن این.
جای سئوال اینجاست که نمایندگان خواهان استیضاح تا حالا کجا بوده اند؟ مگر همین ها نبودند که به فرموده " ولی امر " شان چشم بسته وزرای پیشنهادی دولت کودتا را تائید صلاحیت کردند؟ چرا همان زمان که داد کارشناسان درآمد که احمدی نژاد و دار و دسته اش با سیاستهای غلط و غیر اصولی صنعت برق کشور و به تبع آن تمام صنایع تولیدی ایران را نابود کرده اند، صدایشان درنیامد و سکوت کردند؟ چه شده است که حالا یادشان افتاده باید وزیر نیرو را استیضاح کنند؟ دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟
اگر از محمود احمدی نژاد بپرسید می گوید مملکت بر وفق مراد می چرخد و آنها که سیاه نمایی می کنند " یک مشت یاوه گوی بی سر و پا " بیشتر نیستند. حتی مقام عظمای ولایت هم بارها بر کارامد بودن دولت و نظام تاکید کرده است. نمونه اش حرفهای " ایشان " که در باب دولت منتصبشان " فرموده اند " : " خدا را شكر ميكنيم كه اين دولتي كه اكنون سر كار است، دولت كار است، دولت كار، دولت خدمت، ملّت هم همين را ميخواهد؛ مرداني كه آستين را بالا بزنند، كمرخدمت به اين مردم را ببندند. "
پس چطور می شود که یک دفعه دبير سنديكاي صنعت برق ايران، کمی پرده دروغ را بالا می زند و شرايط صنعت برق ایران را " مخاطره آميز " توصیف می کند؟ چطور می شود که " حميدرضا صالحي " ضمن اشاره به كسري بودجه 5300 ميليارد توماني وزارت نيرو در سال 88، اذعان می کند که " 3300 ميليارد تومان از اين رقم، مربوط به مطالبات شركتهاي عضو سنديكا بوده كه با توجه به پرداخت 400 ميليارد تومان به شركتها 2900 ميليارد تومان از مطالبات شركتها پرداخت نشده باقي مانده است. " و در ادامه حرفهایش وضعيت شركتهاي فعال صنعت برق را بحراني دانسته و تصريح می کند که " عدم چاره انديشي براي بحران مالي كه گريبانگير اين صنعت شده است، به طور قطع به ايجاد مشكلات بسيار عديدهاي منجر خواهد شد که یکی از آنها احتمال بیکاری 900 هزار نفر از شاغلین این صنعت و صنایع وابسته با آن خواهد بود. "
بحران در صنعت برق یا بی تدبیری نمایندگان
مگر دولت منتصب، دولت کارآمد نبود؟ این چه کارآمدی است که نماینده مجلس اصولگرای هشتم هم به ناکارآمدی آن معترف است و در این درباره می گوید: " براي اينكه برق به استانهاي ديگر برسد، برق خوزستان را قطع ميكنند و وقتي علت قطع برق خوزستان آنهم در شرایطی که دمای هوا بالای 50 درجه است را از مسئولان جويا ميشويم، ميگويند چون برخي نيروگاهها از مدار خارج ميشوند، براي رفع كمبودها مجبوريم برق استان خوزستان را قطع كنيم! "
اقتدارگرایان تصورشان این بود که اگر قوای کشور توسط یک جریان سیاسی اداره شود ( ولو با کودتای انتخاباتی و کشتار و زندان کردن منتقدین و معترضین ) به کارآمدی نظام کمک بیشتری می کنند اما پنج سال است که تمام قوای کشور در اختیار یک جریان سیاسی قرار دارد و جریانهای دیگر عملاً از همه چیز محروم شده است. خوب است اقتدارگرایان مستبد ارزیابی کنند و ببینند که چقدر برای در قدرت ماندن منابع را هزینه کرده اند؟ و چقدر با مخالفتهای سیاسی و غرض ورزی های شخصی از جیب بیت المال هزینه کرده اند که حالا باید برای جبران مافات به همان ادبیات و اصول و استدلالی رو بیاورند که اصلاح طلبان از آن دفاع می کردند. باید از آقایان پرسید با آن لجبازیهای کودکانه درعالم سیاست که عنوانش را " عیدی اصولگرایان به ملت " اش نامیدند چه دستاوردهایی داشته اند؟ و ای کاش فقط همین بود. باید از آقایان پرسید آیا در بخشهای مختلف اعم از سیاست داخلی، اقتصادی، بین المللی و ... کوته بینی های سیاسی تان برای مردم ایران سود و سرمایه ای داشته است؟
البته اغلب کارشناسان سیاسی و اقتصادی معتقدند که اگر نمایندگان شایسته ای بر کرسی مجلس تکیه زده بودندکه ملاک انتخابشان نه " التزام عملی " به این و آن که التزام عملی به منافع و مصالح ملت بود و وکیل المله بودند نه وکیل الدوله اساساً چنین دولتی بر مصدر کار نبود.
گرچه آنان که باید بشنوند سالهاست که گوششان دچار ناشنوایی مزمن شده است و تا حاصل پشتیبانیهای لجوجانشان از فرومایگان بر سرشان آوار نشود نخواهند فهمید که در چه غرقابی به خواب رفته اند. که از قدیم گفته اند: " شنیدن کی بود مانند دیدن! "
ارسال نظر جدید