درباره تعويق برگزاري انتخابات شوراها
دوم تيرماه نمایندگان مجلس شورای اسلامی به کلیات طرح تمدید دوره فعلی شوراهای اسلامی شهر و روستا و تعویق انتخابات شوراها برای برگزاری همزمان این انتخابات با انتخابات دوره یازدهم ریاستجمهوری رای مثبت دادند. به اين ترتيب در صورت تصویب نهایی این طرح و تایید شورای نگهبان، انتخابات دوره بعدی شوراهای اسلامی همزمان با انتخابات ریاستجمهوری یازدهم در سال 1392 برگزار میشود و دوره فعلی شوراها تا آن زمان تمدید خواهد شد و به جای چهار سال حدودا شش ساله میشود. تصويب اين طرح نشان داد كه نظام اسلامي فعلا (و پس از رسوایی تقلب گسترده در انتخابات سال گذشته) ظرفيت برگزاري يك انتخابات جديد را ندارد.
ژست دمكراتيك بودن
نظام اسلامي ايران كه همواره براي دمكراتيك نشان دادن ساختار سياسياش از برگزاري سالي يك بار انتخابات مثال ميزد، حالا در حال برداشت نخستين قدمها در برچيدن ساختار انتخاباتي در كشور است. خبرهاي موثق كه در همان روز هنگام تصويب طرح منتشر شد؛ حاكي از آن بود كه غلامعلي حدادعادل مشاور عالي رهبر ايران و از افراد نزديك علي خامنهاي هنگام تصويب طرح نقش فعالي داشته و نقل قولي از رهبر ايران مبني بر مصلحت نبودن برگزاري انتخابات به نمايندگان ميگفته است. اين موضوع نشان ميدهد شخص رهبر ايران خود رضايت به برگزار شدن انتخابات ندارد آن چنان كه حتي مخالفت نماينده دولت در جلسه راي گيري تاثير نداشته و راهیافتگان گوش به فرمان مثل هميشه به اشاره رهبر عمل كردهاند. گروهی از راهیافتگان موافق این لایحه هم در دلايل موافقت خود با اين طرح گفتند که این کار "مصالح کلان نظام" را تأمین می کند.مهدی چمران، رئیس شورای عالی استان ها که به عنوان ارائه دهنده لایحه در مجلس حضور یافته بود، گفت: "هدف از ارائه طرح تمدید دوره فعلی شوراها این بوده که مصالح نظام در نظر گرفته شود، ما بحث صنفی نداریم بلکه بحث ما اجتماعی است". و مصالح نظام هم چيزي نيست جز همان مصالح موردنظر رهبر ايران كه فعلا قصد ندارد انتخاباتي در ايران برگزار كند. اگر این انتخابات طبق مصوبه قبلی مجلس در سال جاری برگزار می شد، نخستین تجربه انتخاباتی حکومت ایران پس از بحران سیاسی ناشی از تقلب در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری این کشور بود.
رهبري كه از يك روز تعويق هم نميگذشت
اما رهبر ايران كه حالا به تعويق و برگزار نشدن انتخابات دستور ميدهد، خود را زماني از سرسختترين مدافعان برگزاري انتخابات نشان ميداد. او سال 82 و در جريان اتفاقات مربوط به انتخابات دوره هفتم مجلس و اعتراض اصلاحطلبان به رد صلاحيتهاي گسترده شوراي نگهبان و بروز زمزمههايي مبني بر احتمال برگزار نكردن انتخابات توسط دولت خاتمي و استعفاي اعضاي دولت، تمام قد وارد صحنه شد و گفت انتخابات بايد سر موقع برگزار شود. علی خامنهاي روز 15 بهمن سال 82 برگزار نشدن انتخابات را خواست «دشمنان» خواند و گفت: « آنچه وظيفهى دولت و ملت ايران است، اين است كه در مقابل توطئه دشمن بايستند. انتخابات بايد در موعد خود - روز اوّل اسفند - بدون حتّى يك روز تأخير انجام گيرد. من متأسّفم از اينكه بعضى افراد از روى غفلت، همان حرفهايى را تكرار مىكنند كه دشمنان اين ملت مىزنند. آنها با تبليغات و روشهاى سياسى و حيلههاى خود برخى از مسؤولان اجرايى را به كنار رفتن و اجرا نكردنِ مسؤوليت قانونى تشويق مىكنند. مگر اجرا و برگزارى انتخابات، حقّ كسى از مسؤولان است كه بگويد من اين حق را مىخواهم يا نمىخواهم؟ وظيفه است؛ وظيفه قانونى دستگاههاى مشخص دولتى است؛ بايد اين وظيفه را انجام دهند؛ اين حقّ مردم است. مگر كسى در داخل كشور مىتواند بگويد چون من اين پديده را نمىپسندم، يا فلان روش را نمىپسندم، آنچه را كه قانون به عنوان وظيفه بر عهده من قرار داده است انجام نمىدهم؟ مگر مىشود چنين كارى كرد؟! شانه خالى كردن از مسؤوليت، به صورت كنارهگيرى و استعفا و غير اينها، براى اين مسؤولان، هم خلاف قانون است، هم حرام شرعى است. مگر مىشود با اين حقّ بزرگ مردم بازى كرد؟!» حالا رهبري كه تعويق در برگزاري انتخابات را كار دشمن ميدانست خود دستور تعويق انتخابات را ميدهد و كسي نيست بگويد كه حالا اينگونه خواست دشمنان محقق ميشود يا زماني كه اصلاحطلبان درخواست برگزاري يك انتخابات آزاد و مطابق اصول اوليه در حق شركت تمام نمايندگان را داشتند؟
پرسشهاي بيپاسخ
برگزاري انتخابات آینده شوراها می توانست به اين پرسش های مهم پاسخ دهد، که آیا اين حکومت می تواند، یا اصلا می خواهد اعتماد از دست رفته آن گروه از رأی دهندگان ایرانی را که عقیده دارند در انتخابات گذشته ریاست جمهوری تقلب شده است، دوباره به دست آورد یا خیر؟ و این که وزن و گستردگی این گروه تا چه اندازه است؟ آیا آنطور که مخالفان دولت می گویند، اکثر رأی دهندگان در زمره معترضان انتخاباتی هستند؟ یا این معترضان آنطور که دولت می گوید به گروهی کوچک از ساکنان محله های مرفه نشین شمال شهر تهران محدود می شود؟ در اين ميان برگزار نشدن انتخابات ميتواند پاسخي قطعي باشد به اين سوال كه آيا نظام اسلامي به اصول مردم سالارانه اش وفادار مانده است يا نه؟
به تعویق انداختن انتخابات
به تعویق انداختن انتخابات شوراها دلیل محکمی برای تقلب در انتخابات خرداد گذشته است. اگر اینها راست می گویند که نوچه خامنه ای یعنی احمدی نژاد رأی آورده، پس چرا انتخابات شوراها را به تعویق می اندازند؟ خب دلیلش روشن است. ترس از حضور دوبارۀ مردم. خامنه ای که این روزهااز ترس جانش دچار جنون شده و شبها بدون مصرف مقدار زیادی مرفین خوابش نمی برد، باید هم از انتخابات بترسد. دیکتاتورها هرگز خواب راحت ندارند، چون می دانند رفتنی اند.
حذف انتخابات حذف حاکمیت است :
تعویق انتخابات در ایران کنونی همر تائیدی بر تقلب اشکار در انتخابات سال گذشته است زیرا حاکمیت میداند که با برگزاری انتخابات شوراهها دو اتفاق ممکن است بیفتد اول اینکه کسی رای نمیدهد که مشروعیت نداشته انها دوباره بر باد میرود .دوم مردم در رای گیری شرکت میکنند و به اصلاح طلبان و سبز ها رای میدهند که دوباره موقعیت اقایان به خطر میافتد .اما حذف انتخابات با توجه به تجربه تاریخ منجر به ایجاد دیکتاتوری مطلق ان هم از نوع دینی در ایران میشود .و با توجه به اگاهی شدید ایرانیان به مسایلی که خود این اقایان در طی سی سال گذشته به زور به مردم تلقین کرده اند و ایجاد خطر برای همراهان همین جناح که حالا دیگر موقعیت خود را هم در خطر میبینند باعث میشود که خودشان بر علیه خودشان وارد نبرد شوند و با ایجاد شکاف در درون حکومت فاشیستی دینی و توتالیتر جدید اسلامی ان هم از نوع ولایت فقیه ان دیگر چیزی به عنوان ثبات وجود نخواهد داشت و خودشان تیشه را بر ریشه خشکیده شان میزنند هرچند که انتخابات در ایران بعد از انقلاب زیاد دمکراتیک نبوده اما همین مقدار نیز تا سال گذشته مردم ایران را راضی میکرد اما با نبودنش ایرانی تحمل نخواهد کرد و انگاه همه یک پارچه بر علیه دیکتاتور قیام خواهند کرد .
ارسال نظر جدید