روز شمار حصر:

یاداشت وارده / نهادینه شدن قانون گریزی

آرش حسینی پژوه: قصد و نیت از نوشتن این متن عبور و نادیده گرفتن قانون شکنی های حکومتی نیست بلکه نگاهیست به نهادینه شدن قانون گریزی ، معضلی که امروز ردپایش پر رنگ شده است.
بحث و گفت و گو پیرامون قانون و قانون گرایی یا قانون گریزی بیش از گذشته پس از کودتای انتخاباتی صورت گرفت گفتمانی که یاد آوری کرد در این سالها قانونی هم بوده است .
اما نکته قابل بحث این است که آیا قبل از قانون گریزی بزرگ حاکمیت ، ما دچار قانون گریزی خودمانی نبوده ایم؟ نکته ای که باید با سر خوردگی عنوان کرد این است که ما نه تنها در حاکمیت بلکه در تمام سطوح جامعه خود دچار بیماری عبور از قانون هستیم.
کافیست به زندگی روزمره خودمان نگاهی بیاندازیم و مروری کنیم و قانون شکنی های فردی خودمان را بر شماریم ، درست است که قانون شکنی های کوچک ما در سطوح بزرگ جامعه پر رنگ نمی شود اما همین قانون گریزی های کوچک می تواند مقدمه قانون گریزی های بزرگ را بچیند ؛ عبور از چراغ قرمز، رشوه ، رعایت نکردن صف و بسیاری دیگر از قانون شکنی های کوچکی که به چشم نمی آید ولی قانون شکنی و عبور از قانون است.
متاسفانه در جامعه ما قانون شکنی نهادینه شده و دربرخی موارد به چالاکی و حتی زرنگی هم تعبیر می شود. و بستر قانون شکنی برای حاکمان را هم باز میکند. زمانی که شعار قانون مندی میدهیم باید به معنی کلمه قانون گرا باشیم و در برابر هر قانون شکنی بایستیم، باید بدانیم که عبور ما از چراغ قرمز به حاکمیت اجازه میدهد تا دور قانون شکنی را گسترده تر ادامه دهد. باید بر قانون اساسی کشور خود پایبند باشیم و قانون را مخرج مشترک تمامی افراد جامعه بدانیم ، کسی که رای شما را به سرقت می برد همانقدر قانون را زیر پا می گذارد که شما هنگام عبور از چراغ قرمز به قانون پشت می کنید.
البته در این میان نمیشود نقش حاکمیت در نهادیه کردن قانون گریزی را نادیده گرفت. حاکمیت با تصویب قانون های محدود کننده آزادی های شهروندی در اصل با ترفند قانون شکنی جامعه را هم مجبور به قانون گریزی میکند، شاید باید گسترده تر ببینیم ، شاید حاکمیت که پایبند به وفاق ملی نیست خودش راه را برای قانون شکنی شهروندان باز می کند تا در این میان قانون اصلیت خودش را از دست بدهد و دیگر معیار نباشد ، کم رنگ شدن قاطعیت قانون در جامعه شهروندان را نسبت به قانون بی اهمیت می کند و این همان راهی ست که حاکمیت قانون شکن در این سالها نهادینه کرده است. اما شهروندانی که شعار قانون مندی میدهند و به خاطر قانون شکنی بزرگ حاکمیت جنبشی تاریخی ساخته اند باید خودشان را هم با قانون گرایی همسو کنند و عبور از قانون را به هر شکل و قالب محکوم کنند و در برابرش بایستند.
باید بدانیم که نقض قانون ، نقض حقوق شهروندی همه و همه ابتدا از ما و جامعه ما آغاز می شود و تا حاکمیت پیش می رود و دست حاکمیت را باز می گذارد. قانون گرایی و احترام به حقوق شهروندی باید از خانه و خانواده ما آغاز شود ، حاکمیت اگر با جامعه ای قانون گرا مواجه باشد به خود اجازه عبور از قانون را نم یدهد.
باید قانون را به اصل خود بازگردانیم و گفتمان قانون را نهادینه کنیم.

TmGJbqQrht

6x3bKN eggeavvvulnr, [url=http://fincpqosmdjt.com/]fincpqosmdjt[/url], [link=http://fvlxckjwhipn.com/]fvlxckjwhipn[/link], http://oviutbwkvkeb.com/

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.