یارانه‌های مطبوعاتی ، مدیریت جهانی و دولت زمینه‌ساز

ندای سبز آزادی/ سامان ایرانی: دولت از دو راه به مطبوعات یاری می‌رساند؛ توزیع ممتد آگهی‌های دولتی و توزیع متناوب یارانه‌های دولتی.

خبرها حاکی از این واقعیت است که مطبوعات دورۀ سختی را می‌گذرانند. آب‌باریکه‌های درآمدی نشریات به‌گونه‌ای محدود شده که حتی فریاد دوستانِ مطبوعاتی دولت دهم را نیز به آسمان برده‌است. رفتار اخیر دولت، در تاریخ مطبوعات ایران سابقه نداشته است. باید دانست که توزیع آگهی‌های دولتی مبنایی بود برای حمایت از نشریات بطور عام و یا حداکثر نشریات خودی و نه صرفا روزنامه دولت. در ان روزها به دلیل اینکه روزنامۀ دولت از اعتبارات دولتی بهره می‌گرفت، توزیع اگهی‌های دولتی اختصاص به نشریات عمومی داشت و نه دولتی. توزیع یارانه‌های دولت نیز بر اساس قواعد خاصی بود که هدف آن، کمک ادامه انتشار و جلوگیری از توقف نشریات به دلیل مشکلات اقتصادی بوده است.

اما در این دولت، رویه تفاوت کرده است. به‌تازگی آگهی‌های دولتی فقط به روزنامۀ دولت اختصاص داده می‌شود. یارانه‌های مطبوعاتی نیز در این دوره به دوستان و متحدانش اختصاص یافته. در این میان روزنامه‌ها و نشریات مستقل از هر دو کمک محروم شده‌اند. نشریات غیر همراه با دولت ولی اصولگرا نیز از دریافت آگهی‌های دولتی محروم و از دریافت حداقلی یارانه‌ها‌، بهره‌مند شده‌اند. اما باید اذعان کرد که متضرر اصلی اجرای این سیاست‌ها، همانا روزنامه‌ها و نشریات شهرستانی هستند؛ چرا که مهمترین درآمد ثابت این نشریات - با توجه به تیراژ پایین نشریات شهرستانی و کمبود آگهی‌های خصوصی در شهرستان‌ها – دریافت ثابت آگهی‌های دولتی بوده است.

برای یافتن چرایی عملکرد دولت دهم باید به ریشۀ اندیشه‌ای این دولت توجه شود.

بطور کلی مسئلۀ اساسی این است که در این دولت نحوۀ پرداخت یارانه‌ها به نهادها و مردم، نسبت به دولت‌های پیشین و حتی دولت‌های قبل از انقلاب متفاوت شده‌است. مبنای این تفاوت چیست؟ چرا نحوۀ پرداخت یارانه‌های دولتی در دولت دهم با دولت‌های پیشین تغییر کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش باید به استراتژی کانونی این دولت توجه کرد.

طرفه آن‌که، می‌توان از سیاست‌ها و یا برنامه‌های هر دولتی، خط و مشی و استراتژی آن دولت را در هر یک از حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی فهم کرد. البته این نافی این موضوع نیز نمی‌تواند باشد که سیاست‌های کلان یک دولت می‌تواند در مقام اجرا در هر یک از حوزه‌ها در تقابل و یا نفی آن سیاست‌ها باشد یا به عبارتی دیگر ناسازیی میان اجرای آن سیاست‌ها باشد ولی در هر حال بطور معمول سیاست کلان یک دولت بیان کننده پاره سیاست‌هایش در حوزه‌های گوناگون است.

از این رو شناخت سیاست‌های دولت احمدی نژاد راه را برای تحلیل اقداماتش در حوزه‌های دیگر و از جمله حوزۀ مطبوعات هموار می‌کند.

دولت دهم مدیریت جهانی را در سر دارد و خود را با نگرش خاصی که از ظهور مهدی موعود دارد؛ آمادۀ بدست گرفتن این مدیریت کرده است ( دکترین مهدویت، دولت زمینه ساز). بنابر این بیراه نیست که نامۀ دعوت به اسلام و پذیرش راه حق به سران کشورهای اروپایی و امریکا می‌نویسد، مسئلۀ هسته‌ای و تحریم‌ها فقط در حد بهانه‌ای می‌شود تا بارها تکرار شود؛ آن‌ها در گمراهی هستند و تنها یک راه دارند و آن پذیرش ایران به عنوان قدرت جهانی است. در سفرهای خارجی و داخلی پیام‌های اتوپیایی می‌دهد. رییس جمهور دولت خاطرات سفرها را چنان رنگ آمیزی می‌کند که تو گویی مردم دورافتاده‌ترین مناطق در انتظار این پیام و آورنده آن بوده‌اند. علاوه بر بیان آمادگی برای مدیریت جهانی بحث از عبور از مقدمه بودن نظام به در متن بودن نظام برای منجی عالم، می‌کند. از همین‌رو است که کشورهای دیگر به خصوص آمریکا را مانع ظهور حضرت می‌خواند.

بر این اساس است که مسئلۀ اساسی دولت نه اقتصاد و فرهنگ ایران زمین که مدیریت جهانی می‌شود.

بر مبنای بینش دولت دهم؛ جهان در یک تاریکی و گمراهی مطلق غوطه‌ور است و این دولت دهم است که وظیفه دارد جهان را از این ظلمت خارج کند. احمدی نژاد در این راه به عنوان پرچم‌دار حرکت می‌کند و همۀ اجزای حکومت نیز باید پشت سر این دولت حرکت کنند. بنابراین همۀ مفاهیم و ایده‌ها از یک سو و امکانات و توانایی‌ها از سوی دیگر باید به گونه‌ای در این راه بکار گمارده شود که مدیریت دولت در این راه فراموش نشود. امکانات بر مبنای این استراتژی، مبان اجزای نظام تقسیم شود. به تعبیری دیگر دولت باید تمامی امکانات را با توجه به هدف بزرگ و اصلی سامان دهد. برای رسیدن به این هدف روشی ساده در نظر گرفته شده است؛ الف: حذف غیر خودی ها از دریافت یارانه‌ها، ب: اهدای یارانه‌های عمومی به دوستان، یاران و همرهان ، ج: اختصاص یارانه دولتی به بخش دولتی.

اگر بخواهیم این روند را فقط در بخش مطبوعات بررسی کنیم باید بگوییم که دولت خود را ناظر، ناظم، و ولّی مطبوعات می‌داند. انتظارش از مطبوعات نیز این است که در خدمت مدیریت جهانی که همان عنصر اساسی دکترین مهدویت است، باشند. ملاک دوستی و یا غریبگی مطبوعات از دولت نیز همین مفهوم در نظر گرفته می‌شود.

این رهیافت، روزنامه و روزنامه‌نگاران را با شرط اینکه در خدمت دولت و همسو با مدیریت جهانی باشند معتبر می‌داند. مابقی نشریات را از روی اجبار تحمل می‌کند. اگر زمینه ها مهیا شوند با صراحت از انتشار آنان جلوگیری می کند. هم اکنون نیز تمایلی به ادامۀ انتشار آنان ندارد. دولت دهم این قبیل نشریات را حتی در حد مطبوعات منتقد نیز نمی‌پذیرد. به زعم آنان اگر انتقادی هست و نشریات منتقدی وجود دارند، منتقدانی‌اند که آنها انتخاب می‌کنند. از این رو است که کیهان در جشنواره‌های مطبوعات بهترین منقد دولت معرفی می‌شود.

تفکر مدیریت جهانی معتقد است که روزنامه‌ها و نشریات باید با دولت باشند. در این صورت هست که به عنوان روزنامه معتبر شناخته و لایق دریافت یارانه می‌شوند. به گفته رامین، معاون مطبوعاتی، اساسا نشریاتی که تفرقه افکن هستند و مخالف دولت و ملت حرکت می‌کنند نباید از حمایتهای دولتی برخوردار باشند.

بنابراین اصل است که در جدیدترین دورۀ پرداخت یارانه‌ها به روزنامه‌ها ( تیرماه 1389)، یارانه‌های دولتی به گونه‌ای تقسیم می‌شود که سهم بیشتر به روزنامه‌های نزدیک‌تر همانند کیهان ( بالای یک میلیارد تومان) ایران ( یک میلیارد تومان) جوان ( 800 میلیون تومان) وطن امروز ( 800 میلیون تومان) و رسالت ( 150 میلیون تومان) می‌رسد و باقیمانده کمک‌ها میان روزنامه‌های دست دوم حامی دولت تقسیم می‌شود. مقدار کمک دولت به روزنامه های تفرقه‌افکن! نیز عموما صفر محاسبه می‌شود

اما نحوۀ تقسیم آگهی‌های دولتی به روزنامه‌ها در دولت دهم نیز تغییر کرده است. توجیه دولت نیز این است که بودجۀ دولتی باید در خدمت دولت و نهاد رسانه‌ای دولت باشد. از آنجا که روزنامه ایران نیز رسانه مکتوب دولت است و به نوعی تنها رسانه رسمی دولت، تخصیص بودجه آگهی‌های دولتی به این رسانه نیز توجیه پذیر است.

بنابراین دولت در یک اقدام محیرالعقول دیگر( همانند اقدامات چندین سالۀ دولت ولایت مدار)، هم در نحوۀ پرداخت یارانه‌های عمومی و هم در توزیع آگهی‌های دولتی به مطبوعات، تغییر داده‌است. از این رویۀ حمایتی! است که می‌توان نگرش دولت مهرورز را بر فرهنگ و رسانه مشاهده کرد . همچنین شعار تک‌حزبی ( حزب ولایت) در راستای مدیریت جهانی قابل درک می‌شود.

اگر عمر دولت دهم به درازا کشد، دکترین مهدویت و دولت زمینه ساز با عطف توجه به مدیریت جهانی در آینده‌ای نزدیک نه تنها بدنبال تحقق روزنامه واحد است بلکه سودای تحقق حزب واحد، و در نهایت رییس جمهور واحد و ابدی برای مردم ستمدیده و مظلوم ایران را خواهد داشت.

SZERHRURMMAVHEbYu

v9uKvC lrgpzqvustou, [url=http://ogluylircvqu.com/]ogluylircvqu[/url], [link=http://gybroyghilco.com/]gybroyghilco[/link], http://zotojhbnkiwo.com/

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.