پیش از خرداد 88 و دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، دو جناح و جریان فکری در ایران برای در دست گرفتن قوه مجریه در تلاش بودند. تلاشی که با نگاه تکرار حماسه در جناح اصلاح طلب و یا امتداد سیر قبل در جناح اصولگرا صورت می گرفت. اصلاح طلبان مدعی آن بودند که عادتی دیرینه به حادثه در این ماه دارند. اما آنچه در انتخابات و اتفاقات پس از آن واقع شد، ثابت کرد که این حادثه می تواند آنقدر متفاوت شود که در این ادعا کاملا ورق برگردد. شاید تا پیش از پایان بهار، بسیاری این سال را به عنوان یکی از حساس ترین سال های پس از انقلاب پیش بینی می کردند، اما بی شک اصلاح طلبان هرگز گمان نمی کردند آن خرداد پرحادثه که سراغ داشتند، آبستن چنین حوادثی ست. حوادث و اتفاقاتی که اولین نمود خود را در شب چهاردهم خرداد در مناظره ی تلویزیونی میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد نشان داد و توجه میلیون ها مخاطب صدا و سیما را در حالتی بهت زده معطوف خود کرد. از فردای همان شب و در سالگرد ارتحال امام خمینی بود که اولین واکنش ها به این اتفاق شروع شد.
چهره پرازی، چالش جدید
مناظره ی بی سابقه ی میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد و اتهاماتی که در آن به بزرگان و مقامات نظام وارد شد، اولین جرقه برای آن بود تا تعاریف از چهره های برجسته ی نظام تغییر کند. دور از واقع نیست اگر اولین سال از چهارمین دهه انقلاب را سالی کاملا متفاوت از سی سال گذشته بدانیم.
حسینه ی جماران در مراسم تاسوعای حسینی در حین سخنرانی رئیس جمهور سابق کشور و در حضور خانواده ی امام مورد تهاجم نیروهای لباس شخصی قرار می گیرد، بیت امام پس از انتخابات دلخورند و در مقاطعی گلایه می کنند، برخی موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام را پس از اعتراض به پخش صحنه ی پاره کردن تصویر امام، پایگاه منافقین می نامند. بسیاری از دولتمردان پیشین، مسئولین، فعالان و روزنامه نگاران زندانی می شوند و چند تن از آنها در مقابل دوربین های تلویزیونی خلاف مش سیاسی خود اعتراف می کنند، پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب، رویکردی عجیب در توصیف شخصیت های نظام در دستور کار برخی تندروها قرار می گیرد و آنجا که رسانه ی ملی و امکانات اطلاع رسانی در اختیار گروهی خاص قرار گرفته، آنان بی هیچ ابایی در پیشبرد این حرکت تلاش می کنند و در قبال درخواست پاسخ به سوالات و یا فرصت برای پاسخگویی، جوابی جز سکوت یا گزینش ندارند.
پس از ایراد اتهام علیه چهره های اصلاح طلب و حامیان شان و اعتراضاتی که متعاقب آن صورت گرفت، نه تنها این اتهامات کمتر نگشت که به آن نیز بسنده نشد و رسانه های دولتی در حمایت از توهین به افراد رده بالای نظام، به انعکاس توهین ها در ابعاد گسترده پرداختند. این رفتار بیشتر به نوعی فرهنگ سازی در این حیطه می ماند، که هرکس به آنها توهین کرد _یعنی از حامیان دولت ست و_ در امان است. حمایت ها تا آنجاست که افرادی که نخست وزیری، ریاست جمهوری و ریاست مجلس شورای اسلامی را در سابقه ی خود دارند، در سالگرد پیروزی انقلاب و در فضایی کاملا قابل کنترل مورد حمله ی گروه های لباس شخصی قرار می گیرند. جالب اینکه پس از این اقدامات رسانه های حامی دولت، بیش از پیش به توهین علیه آنان پرداخته و در روزنامه های صبح خود نیز تصاویری از پلاکاردهای آن اشخاص با طرحی از پرچم های آمریکا و اسرائیل و ضربدر قرمز بر صورت ایشان چاپ می کنند.
نماد قدیم در شهر جدید
میرحسین موسوی
نخست وزیری که محبوبیتش نزد امام، مدیریتش در زمان جنگ هشت ساله و چرایی عدم حضور وی در سمت های اجرایی پس از فوت امام بر سر زبان ها بود، در اسفندماه سال 87 با ابراز نگرانی از وضع موجود کشور کاندیداتوری خود را در انتخابات اعلام و با تائید صلاحیت در انتخابات ریاست جمهوری دهم حضور یافت. پس از این اعلام حضور، حملات از سوی جناح رقیب آغاز شد و حال پس از قریب یک سال او مورد هجوم حامیان افراطی دولت و رسانه های مرتبط با آنها قرار می گیرد. جالب اینکه گاهی در مورد پیشینه ی او در تاریخ انقلاب نیز اظهاراتی نو عنوان می شود.
میرحسین در بیانیه ای پس از عاشورا، پنج راه حل برای برون رفت از وضعیتی که بحرانی می نامیدش پیشنهاد می دهد که در آن مسئولیت پذیری دولت، تدوین قانون شفاف انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی رسانه ها، آزادی اجتماعات و تشکیل احزاب و تشکل ها را عنوان می کند.
سید محمد خاتمی
بی شک پیروزی دوم خرداد هفتاد و شش و اقدامات دولت خاتمی در جهت برقراری نظام مردم سالار دینی، بارزترین وجهه ی فعالیت های سیاسی سید محمد خاتمی ست. او پس از آنکه با خواست مردم برای حضور در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری مواجه شد، حضور خود را در انتخابات اعلام کرد. اما از آنجا کاندیداتوری خود را منوط به عدم حضور میرحسین دانسته بود، پس از اعلام حضور میرحسین از کاندیداتوری انصراف و به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت.
خاتمی پس از اعلام نتایج انتخابات از معترضین به نتایج بود. درخواست رفراندم در مورد نتیجه انتخابات طرحی بود که سید محمد خاتمی عنوان کرد. او پس از بیانیه هفدهم موسوی از راه حل های ارائه شده توسط وی حمایت کرد و شرط برون رفت از بحران را پذیرش وجود بحران دانست.
مهدی کروبی
فعالیت های مبارزاتی مهدی کروبی و همراهی او از دهه ی چهل با امام خمینی باعث می شود تا قبل از آنکه سخنی از مسئولیت های وی پس از انقلاب به میان آید، وی به عنوان یار و همراه ایشان معرفی گردد. او که به عنوان اولین کاندیدا در مهرماه نامزدی خود را در انتخابات اعلام کرد، پس از اعلام نتایج انتخابات همچون دیگر کاندیدای اصلاح طلبان، با انتقاد و توهین هایی _البته با شدت بیش از دیگران_ مواجه شد. تا آنجا که در حوادثی کم نظیر در تاریخ شیعه، در تجمعاتی چون نماز جمعه به امامت آیت الله رفسنجانی، نمایشگاه مطبوعات و مراسم سالگرد انقلاب در 22 بهمن، نیروهای لباس شخصی به این روحانی معترض حمله کردند. گفته می شود در قزوین نیز و در مراسمی در ماه محرم، مهدی کروبی مورد سوقصد قرار گرفته است.
مهدی کروبی پس از حوادث عاشورای امسال در نامه ای خطاب به مردم، راهکارهای پیشنهادی خود را جهت خروج از بحران مطرح کرد و مواردی چون عذرخواهی از مردم، اصلاح انحراف از انقلاب، پرهیز از خشونت و ریشه یابی حوادث عاشورا را زمینه ساز خروج از بحران معرفی نمود. او در ضمن آمادگی خود را نیز برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت ابراز داشت.
علی اکبر هاشمی رفسنجانی
رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را همگان می شناسند. هاشمی از برجسته ترین چهره های سیاسی نظام به شمار می رود و رهبری از او به شناسنامه ی انقلاب یاد کرده است.
در تنها نمازجمعه ای که پس از انتخابات به امامت او برگزار شد، راه حل های پیشنهادی خود را برای حل بحران سیاسی در ایران عنوان کرد. آزادی زندانیان سیاسی، جلب اعتماد مردم، دلجویی از مراجع و علما و آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات، آزادی رسانه ها پیشنهادات هاشمی به شمار می رود. این پیشنهادات نه تنها به کار گرفته نشد که باعث توهین های شدیدی به هاشمی شد.
آنان والسابقون نظام هستند
شاید تا کمی پیشتر در نظر همگان جایگاه و منزلت بسیاری از سیاست مداران ایران، با اقتدار نظام جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی داشت، اما در سالی که گذشت، برخی بزرگان نظام آنچنان آماج حملات شدید طرفداران افراطی دولت قرار گرفتند که گویی در قبال نظام و ابهت آن رویکرد جدیدی بوجود آمده است. آنچه مشخص است، گروهی که امروز در برخی محافل از آنان به عنوان منافق، مطرود، فتنه گر و دشمنان امام و انقلاب یاد می شود، کسانی هستند که از پیش از انقلاب یار و همراه امام بوده و در مبارزات و پیروزی انقلاب سهم بسزایی داشته اند و خواست امروزشان در برابر این رفتارها التزام به اجرای قانون اساسی است. ایشان دغدغه ی خویش را صیانت از میراث گران بهای انقلاب که همانا حق مردم در تعیین سرنوشت خویش است عنوان می کنند.