روز شمار حصر:
زمانی برای انتقام از امام خمینی ( قسمت دوم )

جمهوریت زدایی به روش مصباح

زمانی برای انتقام از امام خمینی ( قسمت دوم )
زمانی برای انتقام از امام خمینی ( قسمت دوم )

برای دیدن قسمت اول با عنوان "مصباح یزدی نظریه پرداز مکتب دروغ" اینجا را کلیک کنید
 

ندای سبز آزادی: چشمها از خیرگی گرد است و دهانها از حیرت باز. این تمام واکنشی است که این روزها مردم ایران و جهان به رفتار و گفتار و کردار اقتدارگرایان خشونت طلبی نشان می دهند که استبداد دینی را از ورطه " نظر " به مرحله " عمل " کشانده اند.

همانانی که نوچه هایشان در روز قدس خانه کروبی را بی هیچ ابایی به آتش می کشند و در شب قدر چادر از سر زن مسلمان بر می کشند و خانه مردم را به گلوله می بندند. همانانی که ماجرای کهریزک و زندان مخوفش را رقم می زنند و از تجاوز کردن به دختران بی گناه مردم و کشتن آنها و سوزاندن جنازه اش ابایی ندارند. همان لباس شخصی هایی که به کشتن دانشجویان دربندشان افتخار می کنند و با فریاد یا زهرا خلق را به وحشیانه ترین شکلی به قتل می رسانند.

مصباح یزدی کیست؟

پنج سال تمام است که ایران و اسلام زیر یوق اوباش به ظاهر مسلمانی لگدمال می شود که " امام " شان مصباح یزدی است و " آقا " شان سید علی خامنه ای و رئیس دولتشان " محمود احمدی نژاد. "
مصباح یزدی کیست؟ راه و روشش چیست؟ برکشیدگانش چه کسانی هستند و چه کسانی او را بر کشیده اند؟ پاسخ به این سئوالات و سئوالاتی از این دست از آن جهت مهم است که ما را به شناخت دقیقی از ماهیت واقعی نظریه پردازان تئوری خشونت و سلطه استبداد دینی و اسلام فاشیستی نزدیک می کند.

نام مصباح یزدی برای نخستین بار در زمان قتلهای زنجیره ای زبانزد خاص و عام شد. با این همه نام او از ابتدای دوره اصلاحات و ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به فرهنگ عمومی و مطبوعات و سایر رسانه ها کشیده شد.

چه از نظر مصباح یزدی " اصلاح طلبان احیا کنندگان 2500 سال نظام شاهنشاهی در ایران " بودند. در آذر ماه سال ۱۳۷۹ اکبر گنجی روزنامه‌نگار طرفدار اصلاحات، که در کتاب پرفروش و جنجال‌برانگیز «عالی‌جناب سرخ‌پوش و عالی‌جنابان خاکستری»، به افشاگری درباره عوامل پشت پرده قتل‌های زنجیره‌ای پرداخته بود، در دادگاهی که برای محاکمه او به همین منظور تشکیل شده بود علناً علی فلاحیان، وزیر اطلاعات سابق ایران را شاه ‌کلید قتل‌های زنجیره‌ای و مصباح یزدی را محرک و صادرکننده فتوای قتل‌ها یا به اصطلاح، «مراد عالیجنابان خاکستری» خواند.
همچنین در واقعه قتل‌های محفلی کرمان که تعدادی از اعضای بسیج یکی از مساجد کرمان به اتهام آن دستگیر شدند و این افراد در بازجویی‌ها و در دادگاه اعلام کردند که پس از شنیدن سخنرانی محمد تقی مصباح یزدی، در یکی از مساجد کرمان به این نتیجه رسیده‌اند که از نظر شرعی وظیفه دارند افراد مهدورالدم را بکشند. مصباح یزدی طی نامه‌ای به دادگاه، صدور فتوی مشخصا برای قتل پنج نفر در کرمان را رد کرد اما ایراد سخنرانی عمومی پیرامون امر به‌معروف و لزوم اقدام شخصی بسیجیان در اجرای امر به‌معروف را تایید نمود.

دشمن جمهوریت

این روحانی 76 ساله جمهوریت را عین شرک می داند و ارزشی برای نقش مردم در تعیین سرنوشت خود قائل نیست و بارها گفته است که امام خمینی تنها بخاطر مصلحت و در گفتار " جمهوریت " را پذیرفته و بر آن تاکید کرده است. او درباره جمهوریت گفته است " مگر می‌شود بالاترین مقامات کشوری اسلامی را با هوس‌های مردم تعیین کرد. مگر می‌شود آینده اسلام را در دست آمال و هوس‌های مردم قرار داد. " از نظر مصباح یزدی مخالفت با ولی فقیه به معنای شرک به خداوند است. او در ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در موسسه آموزشی امام خمینی در قم این‌گونه استدلال کرد که وقتی رئیس‌جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید می‌شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می‌شود و لذا " وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست. " علی اکبر محتشمی پور که خود زمانی از نزدیکان آیت الله خمینی بوده است معتقد است که هدف مصباح یزدی از نفوذ در عرصه های عالی مدیریت مملکت "جمهوریت زدایی" از جمهوری اسلامی و "از بین بردن پشتوانه مردمی" آن است .
این نماینده سابق مجلس می گوید: " فرقه مصباحيه سختگير و غضب‌كننده به جوانان، زنان، دانشجويان و روزنامه‌نگاران و سياستمداران داخلي و درون بيت نظام اسلا‌مي است. در سيره امام در طول تاريخ حيات ايشان يك‌جا نداريم كه امام جوان‌هاي ايراني را بي‌دين معرفي كرده باشد. دانشجويان را لا‌ابالي و اباحي‌گر و سكولا‌ر و لا‌ئيك معرفي كرده باشد."

خامنه ای و مصباح یزدی

در زمان حیات امام خمینی، بازار نظریات و حرفهای مصباح یزدی خریدار چندانی نداشت. چرا که او به خاطر سوابقش چندان مورد اعتماد امام خمینی نبود. با این همه پس از رحلت امام خمینی، با حمایت خامنه‌ای، مصباح یزدی به تدریج قوی و قوی تر شد تا امروز که هدف دیرینه خود در نفی جمهوریت را نزدیک می بیند. نخستین بار در نیمه نخست دهه هفتاد، مجله شما - ارگان حزب موتلفه اسلامی - پیشنهاد تغییر جمهوری اسلامی به حکومت عدل اسلامی را مطرح کرد اما به واقع کسی که نظریه پرداز این نظریه بود نه موتلفه بازار که مصباح یزدی بود.
امری که به شدت به آقای خامنه ای خوش آمد و موجبات برکشیده شدن او را فراهم کرد. در روزهای پس از انتخابات اما فیلمی از سوی منتسبان به مصباح در اینترنت منتشر شد که او را در حال تلاش برای بوسیدن پای " معظم له " نشان می دهد. شاید به همین خاطر و مواردی از این دست بوده که " ایشان " درباره مصباح یزدی گفته است: " او بهترین جایگزین برای علامه طباطبایی و مطهری است. " ( نقل به مضمون ) با این همه خامنه ای فراموش می کند که مصباح یزدی یکی از سرسختترین مخالفان امام خمینی بوده است و نزدیکترین یاران امام بارها و بارها این موضوع را مطرح کرده اند. حال آنکه امام مطهری را پاره تن خود می دانست.

در این باره علی اکبر محتشمی پور از نزدیکان امام می گوید: " هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی کنند. "

محتشمی پور با اشاره به سوابق مصباح یزدی، از جمله عدم شرکت او در مبارزات قبل از انقلاب و حتی مخالفت هایش، بنابر خواست ساواک، با دکتر علی شریعتی از مخالفت صریح آیت الله خمینی در سالهای پس از انقلاب با دادن سمت های حکومتی به مصباح یزدی و همفکرانش سخن گفته است. اشاره او به سخنان امام خمینی است که درباره افراد مرتبط با انجمن حجتیه در زمان حیاتش گفته بود: " اما آن تشكيلا‌تي كه دم از امام زمان(عج) مي‌زند، اين تشكيلا‌ت نه در سپاه، نه نيروهاي مسلح، نه كارهاي كليدي نبايد دخالت داشته باشد... اگر يك نفر از اين طيف در مجلس باشد، مجلس را خراب مي‌كند. اگر يك نفر از اين طيف در يكي از كميسيون‌هاي مجلس باشد، كميسيون را خراب مي‌كند. اگر يك نفر از اين طيف در دولت باشد، دولت را خراب مي‌كند. من به شما تكليف مي‌كنم كه اگر شغل كليدي دارند از آنها پس بگيريد. علا‌ج واقعه قبل از وقوع بايد كرد. " با این همه در ایام رهبری خامنه ای نه تنها افراد و اعضای این محافل از قدرت برکنار نماندند بلکه به عالی ترین مقامات مملکتی هم دست یافتند که مصباح یزدی سرآمد آنان است.

با این همه به رغم اعتراض بسیاری از چهره های نزدیک به آیت الله خمینی از جمله آیت الله توسلی، مهدی کروبی، موسوی تبریزی، محمد خاتمی و حتی جدال لفظی اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد نظریات مصباح یزدی در خصوص "خشونت علیه مخالفان" و اظهارات مصباح درباره بی اهمیت بودن آراء مردم و ادعایش مبنی بر انتصاب الهی ولی فقیه، مصباح یزدی و شاگردانش از10 سال پیش تاکنون چنان در ساختار حکومتی ایران پیش رفته اند که اکنون شاگردان و مریدان وی در دولت، مجلس و سایر نهادهای حکومتی به ویژه در سپاه پاسداران، بسیج، و نیروی انتظامی، سمت های حساسی را در اختیار گرفته اند.

پایه علمی مصباح یزدی

خامنه ای در حالی مصباح یزدی را با مطهری و علامه طباطبایی مقایسه کرده است که بسیاری از دین پژوهان نظری کاملاً متفاوت در این باره دارند. چنانکه مثلاً عبدالکریم سروش دین پژوه سرشناس ایرانی درباره پایه علمی مصباح یزدی می گوید: " من هرگاه که مي خوانم و مي شنوم که آقاي مصباح گل کرده و سر برآورده و در امور سياسي، سلسله جنباني مي کند، حقيقتاً هم نگران و هم شرمنده مي شوم. چون مصباح را خوب مي شناسم و مي دانم به لحاظ عملي و نظري چنين ظرفيت هايي ندارد. او نه فقيه است، نه از تاريخ اسلام چيزي مي داند، نه از تاريخ ايران. نه حافظه خوبي در اين زمينه ها دارد، نه معلومات درستي. نه از ادبيات با خبر است، نه هنر، نه علم جديد، نه سياست مدن و مدرن. اکنون هم مدت هاست که مطالعه نمي کند چون وضع عصبي اش به او اجازه نمي دهد. تنها اندوخته او فلسفه کلاسيک اسلامي است، يعني بحث از قوه و فعل و جوهر و عرض و معقول اول و معقول ثاني و امثال اينها. و حالا کسي با اين مايه از دانش بخواهد بر کشتي سياست سوار شود و ناخدايي کند، مايه شرمندگي است و بايد به خدا پناه برد. و نگرانم چون چنين کسي با چنان نارسايي هايي اگر کار به دستش بيفتد بلايي بر سر اين قوم خواهد آورد که علاجش و جبرانش قرن ها طول مي کشد. "

این فیلسوف در پاسخ به این سئوال که " آیا می توان مصباح یزدی را با مطهری مقایسه کرد ؟ " می گوید: " به خدا قسم [ این مقایسه ] نابجاست. "چراغ مرده کجا، شمع آفتاب کجا". مطهری در فقه و فلسفه و تاريخ و ادبيات و... صد سر و گردن از مصباح بالاتر بود. همين آقاي مصباح يزدي، در اوايل انقلاب روزي به من گفت مطهري مارکسيسم زده است. آقاي مصباح يزدي علاوه بر کم دانشي فرديست از نظر رواني بسيار بي تحمل و کم طاقت و به شدت عصبي و پرخاشگر. اطرافيانش او را به اين صفات مي شناسند. وقتي در سال 1360 ستاد انقلاب فرهنگي از جانب آقاي خميني مامور شد با قم تماس بگيرد، قرعه فال به نام آقاي مصباح خورد. دکتر احمد احمدي که خودش عضو ستاد بود، به عنوان رابط ستاد با دستگاه آقاي مصباح تعيين شد. او پس از چند هفته به ستاد گزارش داد که نمي تواند با مصباح يزدي کار کند. چون به تعبير او پس از دو سه جمله حرف زدن با مصباح دعوا مي شود و بايد دست به يقه شد. اين حرف کسي بود که آن موقع دوست 20 ساله مصباح يزدي بود. داستان هاي برخوردهاي تندش با شريعتي را همه مي دانند که چگونه او راتکفير کرد تا آنجا که آقاي بهشتي در مقابل او ايستاد و نظر او را باطل شمرد. رابطه اش با انصار حزب الله را حجت السلام پروازي که سال ها پيش از حزب الله جدا شد، خبر داد. قاضي قتل هاي فجيع کرمان در دو سال اخير فاش کرد که قاتلان، مجوز ديني از آقاي مصباح يزدي داشتند. اين خصلت عصبي و خوي تند و دست و دهان گشاده به تکفير و فتواهاي تندروانه بود که او را شايسته کرد تا جناح هايي او را جلو بيندازند و از او کار بکشند. من هيچگاه گمان نمي کنم که او خود سردمدار و پرچمدار باشد. به عکس، او کارگزاريست که در وقتش او را باز نشسته خواهند کرد. "

ادامه دارد

 

دوستان گرامی مشکل تاریخی ملت

دوستان گرامی مشکل تاریخی ملت ایران فراموشکار بودن آن است دوستان آقای خمینی وآقای مصباح هردو به کشور خیانت کرده اند دلیلی ندارد چون مصباح با خمینی دشمن است خمینی را تطهیر کنیم آقای خمینی هم به اندازه مصباح به مردم دروغ گفته اند کافیست به سخنرانی او در بهشت زهرا گوش کنیم خمینی هم به اندازه وبیشتر از خامنه ای کشته است دوستان مگر نه اینکه بهترین امیران ارتش ما با محاکمات چند ثانیه ای از فردای انقلاب کشته شدند دوستان مشکل ما فراموشکاریمان است اگر تاریخ انقلاب را بخوانیم میبینیم که بلایی که بر سر آقای کروبی میاید همان بلایی است که زمانی بر سر کسان دیگر میامند وآقای کروبی اگر موافق نبود سکوت میکرد البته سخن من به معنای نفی ایشان نیست ایستادگی ایشان در این یکسال به اندازه کافی قابل ستایش است وبر ایشان باید درود فرستاد ولی باید یاد بگیریم دروغ نگوییم تا دروغ نشنویم باید یاد بگیرم احترام بگذاریم تا احترام ببینیم باید یاد بگیریم اشتباهاتمان را بپذیرم وپوزش بخواهیم نه مانند دوستانی که هنوز ذهنشان در 28 مرداد 32 باقی مانده شباهتسازی کنیم ودروغ بگوییم وکسی مانند آقای خمینی را منزه جلوه بدهیم تا بگوییم ما در 57 اشتباه نکردیم وخمینی آزادیخواه بود وبعد از او این اتفاق افتاد دوستان این ساختار بر پایه دروغ وکشتار بنا شده است
پاینده ایران وایرانی

در مورد فرزندان محمدتقی گیوه

در مورد فرزندان محمدتقی گیوه چی (مصباح یزدی) در آمریکا وگذشته این فرد از نظر دینی (اینکه گفته میشود یهودی بوده ) وثروت هنگفتی که در این 5 سال از طریق موسسه اش وبودجه دولتی که به وی اختصاص داده میشود بنویسید من در تعجبم دولت آمریکا چگونه اجازه سفر به آمریکارا به ایشان میدهد حتی من از منبع موثقی شنیده ام فرزندان ایشان سیتی زن آمریکا هستند

DOOSTAN IMAN BIYAVARID KE

DOOSTAN IMAN BIYAVARID KE HANOOZ HAM HAMI VA POSHTIBANE ASLIYE INHA AMRICAST,DOOSMANE VAGHEEYE DEMOCRACY DAR IRAN ARMICAST.INHA TOOLESAGHAYE BE ZAHER MOKHALEFE AMRICA HASTAND.

تلاش در بر قراری قانونی

با سلام به همه ایرانیان عزیز که در ایران و یا خارج از کشور زندگی‌ میکنند.

اول از همه از شما عزیزان خواهش دارم که رعایت ادب را حتی در مقابل منتقدان خود داشت باشید و حد اقل فحش ناموسی به هم دیگر ندهید. مشکل ایران یا هر کشوری که تا به حال دیکتاتور داشت است، بی‌ قانونی می‌‌باشد.

آقایان موسوی و کروبی در زمان قدرت خود تاجی‌ به سر ایران نگذاشتند! اکنون که از قدرت کنار زده شده و نقشی در بازی سیاسی مملکت ندارند به یاد ملت و مردم افتاده اند. به عنوان مثال کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را یاد مینمایم که به دستور خمینی انجام شد و فقط آیت الله منتظری دهان به مخالفت گشود و قید قدرت و رهبری را در آن زمان تاریک زدنند.این حضرات بابت آن زمان مسٔول می‌باشند و امروز به خوبی میدانند که اگر پای نظام بلقزد، ایشان نیز در مقابل ملت میبایست پاسخگو باشند. به همین جهت هر دو طرف حاکم و منتقد اکنون در حال بازی با هم می‌باشند تا راهی‌ برای ادامه حیات نظام پیدا کنند.

در حال حاضر میبایست خدا را شکر کرد که خامنه ای‌ و حکومت راه توبه را برای سیاسیون و زندانیان باز گذاشته اند و مثل خمینی و یارانش خونریزی نمیکنند. تا به حال خامنه ای‌ فتوی عفو داده و نه‌ به جهت اعدام دسته جمعی به سبک خمینی سفاک.

اگر تغییر در ایران خواهانید و به جایگزینی قانون امید دارید باید یک رهبر خدمند و پاکدامن مثل دکتر سروش و یا خانم شیرین عبادی را جایگزین رهبران فعلی‌ سبز کنید. چرا که اینها هم بهتر از حاکمان فعلی‌ نیستند.

در حال حاضر حتی کوچکترین کشور‌ها در منطقه مثل اذربایجان، ارمنستان و عربها دندان به خاک ما تیز کردهاند. تضعیف حکومت کنونی را میتوانیم به کشته شدن آقا محمد خان قاجار در جنگ با روسیه مشابه کرد که به شکست و تجزیه ایران در آن زمان منجر گردید.

بیایید همه با هم دست در دست هم اول یک رهبر درست و حسابی‌ برای مردم پیدا نمایم سپس جهت برقراری نظامی قانونمند (فدرال) تلاش کنیم که هق و احترام همه زبانها، ملیتها و ادیان در کشورمان رعایت و مورد احترام قرار گیرد.

میبایست با صبر و بدون خونریزی حکومت را از دست فاسدان دیننما به مردم انتقال داد. ما استیلای اعراب و مغول‌ها راه پشت سر گزاشتهیم و پیزوز بیرون آمده ایم شما را به خدا تلاش در بر قراری قانونی انسانی‌ داشته باشید و دیگر مجالی به خرافات و جهل ندهید که کسی‌ برایتان بهشت و دوزخ تعیین کند یا وصف هاله نور نماید.

فرمایشات شما صحیح اما نکته ای

فرمایشات شما صحیح اما نکته ای مهم در آن مورد توجه قرار تگرفته است.پرسش این است که در همان ماه های نخستین انقلاب که از در ودیوار شور انقلابی می جوشید چه کس یا کسانی در میز گرد تلویزونی پیرامون بحث وفحص با توده ای ها وفداییان و.....آقای مصباح را در کنار مرحوم دکتر بهشتی و دکتر سروش به پشت این میز نشانده بود.که این معنادر ذهن بیننده جای گیرد که ایشان اگر در سطح رهبر انقلاب جای ندارد اما هم سطح آقایان بهشتی و سروش است.بدون اعتراف به این اشتباه سنگین که از جانب شاید رهبر انقلاب یا هواداران نزدیک ایشان روی داد مقاله شما کامل نیست.

چرا عزیز من، همانطور که

چرا عزیز من، همانطور که می‌بینید خمینی سفاک قلمداد شده! اینجا راجع به جنایت و ندانم کاری آخوندها نمیشود کتاب نوشت. امید روزی را دارم که مورخان ما به نحوی بیطرف تاریخ ایران و ایرانیان را آزاد نگارش نمایند. امید روزی را دارم که ما به حرف حساب هم گوش فرا دهیم، و بدون تعصب دیدگاه درست را انتخاب نمایم.

آیت الله منتظری در باب اشغال سفارت آمریکا، فرمودند دیدگاه آن زمان اینجانب اشتباه میبود، و امروز چنین امری را خطا میدانم! ما همه انسانیم و اگر در جمع با هم تصمیم بگییریم امکان خطا کمتر و جبران خطا کم هزینه تر میگردد. اگر بخواهیم از هم مرتب ایراد بجویم و فقط حرف خود را به کرسی بنشانیم، چه فرقی‌ با دیکتاتور حاضر خواهیم داشت؟

آقا به خدا قسم حالا خبر

آقا به خدا قسم حالا خبر نداريد اين آقا وقتي يك بار مقام معظم رهبري سرزده و بي خبر رفت دم در اين حضرت، ايشان تا همان رهبر را كه آن سخنان را درباره اش گفته بودند ديدند ناگهان به پايشان افتادند و كاملا به ايشان سجده كردند و رهبر معظم تعجب كرده و خواستند مانع ايشان شوند. مراجع تقليد هم وقتي شنيدند بسيار تعجب كردند و گفتند واضح است كه سجده به هر كس به غير خدا حرام است. و يك انسان مسلمان چنين كاري نمي كند چه رسد به فقيه و مرجع تقليد!؟ حالا كه وضعيت ايشان تثبيت شده مدام از رهبري و ولايت اش تعريف و تمجيد مي كند. چون روي بچه هاي خامنه اي به ويژه مجتبي نفوذ دارد و اميد دارد تا بعد از او رهبر شود.

دوستان چون مصباح خودش فتوا

دوستان چون مصباح خودش فتوا داده كه گاهي دروغ واجب است، هر موقع چيزي رو به اسلام نسبت داد، جوابش اين كه آها اين هم از همون دروغ هاست كه واجبه. واجب براي رسيدن به قدرت و ثروت و در آوردن پدر مردم. اسمشم مي ذاريم «مصباح چاخان)

حالا سوابق اين آقاي مصباح را

حالا سوابق اين آقاي مصباح را نمي دانيد ايشان از اين جور كارها آن هم خيلي حساب شده زياد دارند. آقاي مصباح تا قبل از انقلاب و در زمان شاه مدعي بودند كه بنا به روايات معصومين هر حكومتي قبل از ظهور امام زمان باطل است. همين كه مي گويد بايد منصوب خدا باشد منظورش همين است. منتها آن موقع باد به سمت حكومت شاه مي وزيد، ايشان منصوب خدا را اين طور تاويل مي كرد كه نبايد هيچ حكومتي قبل از ظهور آقا تشكيل داد اما حالا باد موافق به سمت انقلاب مي وزد و اين حضرت اعتقاد دارند كه هم مي توان و بايد حكومت اسلامي تشكيل داد و هم ولي فقيه خود مي تواند ادعا كند كه منصوب خداست!! همين آقا در زمان شاه اگر كتاب امام خميني يا شاه را در دستان شاگردان اش مي ديد آن ها را تنبيه مي كرد حالا نقاب يار وفادار امام را به چهره زده و آن قدر دو آتشه شده كه شاگردان امام را هم منحرف از راه امام مي داند. نمي دانم اگر قرار شود كه آمريكا خداي ناكرده به ايران حمله كند بنا به تشخيص ايشان باد موافق كدام سمت بوزد و ايشان چه فتواي ديگري از خود بسازد و آن را عين اسلام معرفي كند

يه سيد رندي بود كه وقتي شنيد

يه سيد رندي بود كه وقتي شنيد مصباح به خامنه اي سجده كرده گفت مي خواست بره پايين از زير بكشا بالا آقا را سرنگون كنه! انگار حالا راستي راستي داره اين كارو مي كنه.

حرفي كه اين دوستمان زد كه

حرفي كه اين دوستمان زد كه ايشان نقاب به چهره مي زند دقيقا مستند است و ايشان در آمريكا در مراسم هالووين شركت كردند آن هم با لباس و قيافه مبدل و حالا من دارم مي فهمم كه اين چه آدم خطرناكي است و چرا هي امام و راه امام مي گويد و بنده هاي خدا شاگردان امام هر چه داد مي زنند كه ايشان اصلا امام را قبول نداشتند صداي شان به گوش كسي نمي رسد.

اين آقا اصلا فيلسوف نيست. هيچ

اين آقا اصلا فيلسوف نيست. هيچ كدام از فلاسفه كشور ايشون را به عنوان فيلسوف قبول ندارد. نه نظريه اي در فلسفه دارند و نه مكتب خاصي، مطالعه ندارند، حتي به سخنانش گوش دهيد، معلومات قرآني هم ندارند و نمي بينيد كه آيه اي از قرآن مثال بياورند و تفسير كنند و بسيار به ندرت آن هم چند آيه مشخص كه هر كسي شنيده است. با اين وضعيت بيسوادي اصول دين را باطل كرده و مي گويد به جاي توحيد و نبوت و معاد، اين ولايت فقيه است كه اصول است، منظور خودش است!

از كاه به كوه

پيرامون نظر ايشون وقتي شنيدند كه خامنه اي رهبر شده گفت چه بگويم در مورد كسي كه حتي يك خط رسائل را بدون اعراب نمي تواند درست بخواند و حالا چنان شيفته ايشان شده كه سجده هم مي كند!!

mad cow

Mesbah has mad cow desease

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.