مسعود پیوسته - یک ماه ، چون برق و باد گذشت . دوباره زندگی بدون " رمضان " از سر گرفته می شود .
حالا این کنترل رمضانی تا کجا و چه زمان پی گرفته می شود ؟! خدا می داند .
عید فطر ، همه ساله برای مسلمانان ، یک نقطه عطف جدید در ادامه حیات شان است . نوعی اعلان و اظهار آمادگی برای ادامه حیات سالم و پالایش شده .
و حالا ماییم و دوباره زندگی ، با تمام مراجعات مادی و خاکی و زمینی که قرار است یک نخش به آسمان و بالا و کمال و خدا وصل باشد .
امید که چنین باد .
خدایا شادی و نشاط و پویندگی ملی را به جامعه خزان زده بی اعتماد و فسرده ما عطاکن .
... و حالا ماییم و دوباره ادامه حضور و سکوت و صدا و فریاد جامعه ایرانی بی زیدآبادی ها و صمیمی بهبهانی ها و سحرخیزها و صابرها و نوری زادها و مفیدی ها و ...
خداوندا ! جنگ داخلی سرپوش گذاشته ما را به صلح روشن و پایدار و راستین تبدیل کن .
" آشتی واقعا ملی " را به جامعه خسته و در خود فرورفته ما ارزانی دار تا این دهه یی که در آن واقعیم - دهه پیشرفت و عدالت - فقط یک تعارف و یک تابلوی دور و دور از دسترس و حکومتی نباشد .
خدایا جامعه ایرانی به فهم و باور تکثر اندیشه ای خود رسیده و این جریان های متنوع و متکثر اندیشه ای در تعاطی و تضارب با یکدیگر را از لوازم رشد و پیشرفت و سعادت کشورمی داند اما بخش هایی از جریان متصلب و " دگرساز" حاکمیت ، تمام این " تکثر " را به عنوان بیگانه و دشمن می انگارد و با هرچه تکثر و اندیشه ای غیر خود ، اعلان جنگ داده است .خدایا این " تقابل و چندپارگی ملت دولت " را که در این یکی دو دهه اخیر به اوج خود رسیده به " تفاهم " و " تعامل ملی " که زمینه تحقق " پیشرفت و عدالت " است برگردان .
دوستی ها را در جان مان بنشان و شکوفه لبخند اجتماعی را و ادب را و احترام را و سعه صدر را در وسعت جغرافیای ایران جاری کن .
پس از یک ماه دوره امساک ، به خور و خواب و ... احاله داده می شویم ، ما را با همه کاستی های مان ببخش و مگذار در دوره جدید پس از عید فطر ، احتمالا تمام فراچنگ آورده های ریز و درشت یک ماهه مان به باد هوا رود .
آمین .
یکی دونکته سرد و تلخ اجتماعی ویژه شب و روز عید فطر .
دیشب ، تلویزیون های جمهوری اسلامی ایران ، پریشان بود و نتوانست براستی اقتضای شب عید را بگوید . برنامه هایش گس و بی مزه و خنثی بود و نمیشد " طراوت میل به بازگشت به خود " را در برنامه هایش دید .
شادی های مصنوعی ، کهنه و نخ نما و شادی های تهوع آور ، سوغات دیشب و امروز سیمای جمهوری اسلامی ایران بود .
نوع خارجی و برون مرزی آن که مسخره تر بود . مثلا امروز که عید فطر است آمده برای ایرانی ساکن اروپا و امریکا و هرجای دیگر دنیا ، از طریق جام جم های یک و دو سه اش آمده ، تکراری شو را " زنده " اجراکرده و دوباره با آن تقلید صدای رس کشیده ، مثلا سراغ ادا و اصول فیلم هندی " شعله " رفته که بیش از سی سال است همه چیز آن را گفته اند . به نظر نمی آید این قدر قدرتمند باشد که موجب غلیان احساس نوستالژیک یک ایرانی ساکن خارج باشد تا به این وسیله جام جم های یک و دو و سه بخواهد به ایران بر گردد !
اما نکته آخر :
صبح امروز ساعت هفت و نیم داشتیم به اتفاق خانواده به سمت نزدیک ترین مسجد نزدیک منزل می رفتیم که نماز عید فطر را اقامه کنیم .
معمولا همه ساله ساعت هشت صبح ، نماز عید فطر بسته می شود . گفتیم حالا که در مسیر نماز یک پارچه و یکدست نماز عید فطریم و نماز عید ، به روایت دیگر نداریم چون وقت داریم و منزل ما به خانه دکتر پیمان ( دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز و قرآن پژوه ) نزدیک است از جلوی منزلش فقط رد شویم و ببینیم " او " که " گفت و گو " را دست کم سی سال است اساس زندگی اش قرار داده نمازش را کجا اقامه می کند . پنج دقیقه بعد رسیدیم ، به جای فضای عطرآگین عیدفطر و رشحاتی از نماز عید در آستانه منزلش ، فقط " پلیس " به انضمام لباس شخصی یا نیروهای خودسر و تعابیری از این دست دیدیم . بی هیچ پرسش و پاسخی به سرعت خود را در مسجدی در حاشیه سیدخندان رساندیم . هنوز ساعت هشت نشده بود . جمعی داخل مسجد بودند و مردم هم همچنان در حال ورود به مسجد بودند .
ساعت هشت و نیم شد . نه شد امام نیامد . مردم از داخل مسجد به درگاه نگاه می کردند . برخی مأمومین به ساعت هایشان نگاه می کردند . پیش نماز نیامد .
بعضی ها رفتند . بالاخره پیش نماز ، ساعت نه و نیم ده آمد .
دورکعت که تمام شد و پیش نماز گفت : والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته ، تقریبا نیمی از جمعیت نمازگزار ، از مسجد خارج شدند . وقتی که آنان رفتند پیش نماز خطاب به باقیماندگان در مسجد گفت : چرا رفتید ؟! متمم و مکمل نماز عید فطر ، به همین دو خطبه هایش است . خطبه ها جزء نماز است . با این خطبه ها نماز تمام می شود .
سپس با فراغ بال در دو خطبه در باره زمینه های " تقوا " و استمرار آن تا پایان عمر گفت .
ارسال نظر جدید