یادداشت

توجیه بفرمایید که کدام مصلحت اسلام و مسلمین موجب شده که همسر دلبند مرا بیست و دو روز در جایی که نمی دانیم کجاست نگاهدارید و از حقوق اولیه اش محروم کنید؟ توجیه بفرمایید که کجای قرآن و قانون اساسی و قوانین دیگر ما نوشته که شاکی باید در بند باشد و دادستان باید به جای داد ستانی کار دیگر کند؟
ندای سبز آزادی – دکتر مصطفی ملکیان، استاد دانشگاه و دین پژوه برجسته کشورمان، چندی پیش در شش جلسه پیاپی با موضوع "معنویت در نهج البلاغه" به ایراد سخنرانی و ارائه درس پرداخت. متن پیش رو، متن پیاده شده اولین سخنرانی از سخنرانی های شش گانه اوست که در پی می آید:
پنج سال تمام است که ایران و اسلام زیر یوق اوباش به ظاهر مسلمانی لگدمال می شود که " امام " شان مصباح یزدی است و " آقا " شان سید علی خامنه ای و رئیس دولتشان " محمود احمدی نژاد. " مصباح یزدی کیست؟ راه و روشش چیست؟ برکشیدگانش چه کسانی هستند و چه کسانی او را بر کشیده اند؟ پاسخ به سئوالاتی از این دست از آن جهت مهم است که ما را به شناخت دقیقی از ماهیت واقعی نظریه پردازان تئوری خشونت و اسلام فاشیستی....
محل نگهداری همسرم نامعلوم است و متأسفانه آقای دادستان در این زمینه خود را ملزم به پاسخگویی نمی دانند. تماس های مکرر این جانب و مکاتبات و عریضه های پرسشگرانه و روزانه اینجانب در مقام دادخواهی، ظاهرا هیچ تأثیری در توقف این روند غیرقانونی و غیر حقوقی نداشته است.
آقای دادستان! نمی دانم چه حکمتی بود که ما نسل انقلاب بمانیم و میراثخواری نااهلان و نامحرمان را از سفره ای که همه مردم به رهبری امام راحل(ره) در کشور سروها و آلاله ها گستردند، شاهد باشیم. حالا از قافله جاماندیم و نظاره گر چیزهایی شدیم که یادآوریش عرق شرم بر جبینمان می آورد. حکمتش را خدا بهتر می داند اما عبرتش را آیندگان بیش از ما خواهند گرفت. هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان! ایوان مدائن را آی
تئوریسن بزرگ " مقام عظمای ولایت " که این روزها از سوی هوادارنش لقب " امام " را هم گرفته از طنز روزگار مديرموسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني است. همان کسی که در ایام مبارزات انقلاب 57 گفته بود : " آقا روح الله آخرتش را به انقلابش فروخته " حالا مدیر موسسه ای با عنوان " خمینی " شده است و به همین هم قناعت نمی کند....
. کاش کارها به دست عقلا و اهل اخلاق و تدبیر بود. کاش! اینک که حرمت نزدیک ترین یاران امام را نگاه نمی دارند چگونه باید انتظار نرمی و مدارا با گمنامان دربند را داشته باشیم. وای از ستم. وای از تعدی و تجاوز و فساد و اسراف. وای بر برپادارندگان این منکرات که خدایشان دوست ندارد و در دل بندگان خدا هم جایی ندارند.
من با همه صبوری های این روزهایم در کنار دیگر خانواده های مظلوم زندانیان سیاسی منتظرم تا قدر سوم را نیز بگذرانیم و پس از آن با مدد گرفتن از برکات و نعمات این ماه و این شب های گرانقدر بار دیگر پای در مسیر بگذارم. مسیری که از خدای رمضان خواسته ام که مرا در آن دور از لغزش و پابرجا بدارد.
بگذار اصلا مارا نبینند تا شکافهایشان را بیشتر رصد کنند ، بگذار این بازی را پیش ببرند تا در انتها در میان شکاف های استبداد جوانه سبز مردم سالاری را آبیاری کنیم ، کمی صبوری و دوری از احساسات این امکان را میدهد تا به خوبی تمامی جوانب را رصد کنیم و در کم هزینه ترین راه قدم بگذاریم .
من دیروز یک شاهد بودم و شهادت می دهم که صبوری سبز این خانواده ها برخاسته از ایمان محکمشان و اعتقادات مستحکمشان است. من یک شاهد بودم و شهادت می دهم که خدای مظلومان چتر حمایتش را بر سر این خانواده بزرگ گسترده و اطمینان دارم که در دومین قدر رمضانی مبارک، خداوند صدای آنان و صدای همه مظلومان بی پناه را شنیده و نیکو پاسخی نزدیک است.