یادداشت

جمعی از فعالان سیاسی که در زمان جنگ حضور سطح بالایی در دفاع مقدس و دولت مهندس موسوی داشتند و پس از آن نیز در مناصب حساس امنیتی و سیاسی به خدمت پرداختند، خرداد ماه گذشته اقدام به انتشار متنی با عنوان "دهه چهارم انقلاب اسلامی و گفتمان تعالیِ حکومت کودتا" کردند.
محمد نوری زاد، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان “گل ها و سیم خاردارها” در رابطه با سید علیرضا بهشتی شیرازی نوشته است: وقتی که به مرخصی می آمدم ، دوازده پله را با من بالا آمد و به من گفت : به همه بگو کسی برای آزادی من سیدعلیرضا بهشتی تلاش نکند. یا همه بیرون می آییم یا من بدون همه بیرون نخواهم آمد .
کودتای 28 مرداد؛ شعبان بی مخ و دارو دسته اش به خیابان ها ریختند... علیه دولت ملی مصدق شعار دادند...دفتر روزنامه ی "نامه ی مردم" و رادیو دولتی را تخریب و تصرف کردند...شعار سر دادند : مرگ بر مصدق ، جاوید شاه ، زنده باد سلطنت... گارد ویژه ی سلطنتی شهر را به سلطه ی خویش درآورد...خسرو روزبه از اساتید دانشکده ی نظامی به بیابان گریخت و سرانجام در سال 37 دستگیر و تیرباران شد...مرتضی کیوان همان سال دستگیر
داخل اتاق چهار نفر نشسته اند: مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده و محسن صفایی فراهانی، نفر چهارم اما معلوم نیست که چه کسی است. اما احتمالاً می تواند یک مامور امنیتی باشد که این سه نفر را در زندان نزد خود فراخوانده است.
جای آن همسری نبودی که دختر شیرخواره اش را تا هفت سالگی بزرگ کند و هر روز چشمهایش به در خانه باشد. جای آن مادر نبودی که با چشمان قرمزش، همیشه یک بشقاب اضافه برای سفره ی شام بیاورد. و آن پدر، که هر روز در مسجد محل، با عکس جگرگوشه اش در جیب، دنبال بچه های جبهه و همرزمان فرزند می گردد تا سراغی بگیرد.
یک هنرمند ، یک سیاست مدار و یک اندیشمند منتقد کجا و چگونه باید حرفش را بزند ؟ استاد شجریان از فضاهایی که در اختیارش قرار گرفته به وظیفه خود عمل کرده و در پاره ای زمینه ها عملکرد مسئولان را در کمال متانت و ادب نقد نموده آیا این حق از آن یک هنرمند ارزشمند و یک استاد بی نظیر و یک اسطوره بی بدیل موسیقی کشور نیست ؟
تقدیم به"جوادی فر،قهرمانی،کامرانی"شهدای 18 تیر 88 و به"روح الامینی" که آسیب دیدگی یک گربه را تاب نیاورد و آن را برای مداوا به دانشکده دامپزشکی رساند،اما خود بر اثر شکنجه و شرایط طاقت فرسای کهریزک و عدم رسیدگی به شهادت رسید.
متاسفانه برخی سیاستمداران، تصورشان از مردم تنها نیازمندی آنهاست و دست نیازی که در قالب نامه و عریضه و درخواست دراز باشد تا متولیان امور در قالب این طرح، آن پروژه، آن وام و یا هدیه (لابد از ارث پدرشان) به آنها پاسخ دهند.
دهه 60 در تاریخ سی و یکساله جمهوری اسلامی ، روزها و سالهای غمباری است؛ نه تنها جنگ خارجی، آواره شدن میلیون ها ایرانی و ویرانی شهرها و زیر بنای کشور، که جنگ داخلی، ترورها، برخوردهای حذفی، ترسیم و تحمیل سبکی خاص از زندگی، گزینش ها، مصادره ها ، به زندان انداختن، اعدام های بی محاکمه و انقلابی و اعدام های فله ای و گسترده در سال 67 در کنار دهها مورد دیگر موجب شده است تا حافظه تاریخی ایرانیان در این ساله
در پی بحران بوجود آمده پس از اخراج علی کریمی، تمامی روزنامه های کشور به نوعی به آن واکنش دادند. دولت، مجلس و سپاه نیز هرکدام به صورت جداگانه و حتی جمعی یک سری حرکات ایذایی انجام داده و خودی نشان دادند تا مشت محکمی بر دهان مردم بزنند